برگردان به زبان ساده
یار مرا چو اشتران باز مهار میکشد
اشتر مست خویش را در چه قطار میکشد
هوش مصنوعی: دوست من مانند کسی است که حیوانش را به آرامی راه میبرد؛ او هم انسان مست خود را کنترل کرده و در چه مسیری حرکت میدهد.
جان و تنم بخست او شیشه من شکست او
گردن من به بست او تا به چه کار میکشد
هوش مصنوعی: او جان و وجودم را به خود گرفت و شیشهام را شکست، گردنم را به بند کشید. حالا باید ببینم این کار او به کجا میرسد.
شست ویم چو ماهیان جانب خشک میبرد
دام دلم به جانب میر شکار میکشد
هوش مصنوعی: زمانی که ماهیها به سمت خشکی میروند، دل من هم در دام عشق به سوی شکارچی میکشد.
آنک قطار ابر را زیر فلک چو اشتران
ساقی دشت میکند برکه و غار میکشد
هوش مصنوعی: ابرها مانند شتری در دشت حرکت میکنند و باران را به زمین میبارند و برکهها و غارها را پر میکنند.
رعد همیزند دهل زنده شدست جزو و کل
در دل شاخ و مغز گل بوی بهار میکشد
هوش مصنوعی: رعد و برق به گونهای صدا میکند که دل و جان همه چیز سر زنده شده و تمام اجزای طبیعت، از شاخه و مغز گل گرفته تا فضای پیرامون، عطر و بوی بهار را استشمام میکنند.
آنک ضمیر دانه را علت میوه میکند
راز دل درخت را بر سر دار میکشد
هوش مصنوعی: آنچه در دل دانه نهفته است، باعث میشود که میوه به وجود آید و اسرار درخت را بر آشکار میکند.
لطف بهار بشکند رنج خمار باغ را
گرچه جفای دی کنون سوی خمار میکشد
هوش مصنوعی: بهار با زیبایی و لطفش میتواند درد و رنجهای ناشی از غم و اندوه باغ را کاهش دهد، هرچند که بیمهریهای دیروز هنوز انسان را به سمت نوشیدنیهای مفرح و خوشمزه میکشاند.