برگردان به زبان ساده
چنان کاین دل از آن دلدار مستست
ز خون صاف ما آن یار مستست
هوش مصنوعی: دل من از عشق آن معشوق سرشار و شاداب است، اما ترس از جدایی و غم باعث میشود که آن یار نیز تحت تأثیر قرار گیرد و از حال و هوای خودش کاسته شود.
خمارش نشکنم الا به خونم
از این شادی دل غمخوار مستست
هوش مصنوعی: من فقط میتوانم در خوشحالی او غم و اندوه خود را فراموش کنم و از این رو، هرگز نخواهم توانست این حالت خوشی را بشکنم، جز با خون دل خود.
شفق وارم به هر صبحی به خون در
که در هر صبح آن خون خوار مستست
هوش مصنوعی: هر صبح هنگام طلوع، همچون شفقی که در آسمان میدرخشد، با احساسی عمیق و دردناک به خونین شدن مینگرم؛ زیرا در آن صبح، این خون به شکل شگفتی سرشار از احساسات و حالتهای خاصی است.
مده پند و مبر خونم به گردن
که چشم دلبر کین دار مستست
هوش مصنوعی: به من نصیحت نکن و تقصیر مرا به گردن نزن، چون نگاه عاشقانه معشوقم باعث دیوانگی من شده است.
چرا این خاک همچون تشت خونست
که چشم ساقی اسرار مستست
هوش مصنوعی: چرا این زمین مثل ظرفی پر از خون است که نگاه ساقی رازهای مستی را نشان میدهد؟