برگردان به زبان ساده
قرار زندگانی آن نگارست
کز او آن بیقراری برقرارست
هوش مصنوعی: زندگی به خاطر آن معشوق جذاب آرامش مییابد، که از وجود او، این بیقراری به ثبات و آرامش تبدیل میشود.
مرا سودای تو دامن گرفتهست
که این سودا نه آن سودای پارست
هوش مصنوعی: دلم برای تو خیلی تنگ است و این احساس، گوناگون و عمیقتر از آن حس دلتنگیهای قبلی است.
منم سوزان در آتشهای نو نو
مرا با یارکان اکنون چه کارست
هوش مصنوعی: من در آتشهای جدیدی سوزانم و اکنون نمیدانم با دوستانم چه باید کرد.
همینالد درون از بیقراری
بدان ماند که آن جان نگارست
هوش مصنوعی: دل به شدت از بیقراری ناله میزند، مانند کسی که جانش به خاطر یک زیبایی خاص در خطر است.
چو از یاری تو را جان خسته گردد
نمیداند که اندر جانش خارست
هوش مصنوعی: وقتی از یاری تو دلش خسته میشود، نمیداند که در درونش چه درد و رنجی وجود دارد.
تو در جویی و خارت میخراشد
نمیدانی که خاری در سرا رست
هوش مصنوعی: تو در حال زندگی و درگیر مسائلی هستی که شاید از آنها بیخبر باشی، در حالی که در دل خود مسئلههای بیشتری وجود دارد که نیاز به توجه دارند.
گریزان شو از آن خار و به گل رو
که شمس الدین تبریزی بهارست
هوش مصنوعی: از چیزهای ناخوشایند دوری کن و به زیباییها و خوشیها روی بیاور، زیرا شمسالدین تبریزی نماد بهار و زیبایی است.