برگردان به زبان ساده
از دفتر عمر ما یکتا ورقی ماندهست
کز غیرت لطف آن جان در قلقی ماندهست
هوش مصنوعی: در زندگی ما تنها یک صفحه باقی مانده که به خاطر محبت و احساس عمیق آن جان، در حال تپش و اضطراب است.
بنوشته بر آن دفتر حرفی ز شکر خوشتر
از خجلت آن حرفش مه در عرقی ماندهست
هوش مصنوعی: در نوشتهای که به آن اشاره شده، کلامی شیرینتر از احساس خجالت نیست؛ این کلام، مانند ماهی است که در عرق و شرم فرو رفته است.
عمر ابدی تابان اندر ورق بستان
نی خوف ز تحویلی نی جای دقی ماندهست
هوش مصنوعی: زندگی ابدی و درخشان در فضای باغی وجود دارد که نه ترسی از تغییرات آن وجود دارد و نه جایی برای ماندن در دقتهای کماهمیت.
نامش ورقی بوده ملک ابد اندر وی
اسرار همه پاکان آن جا شفقی ماندهست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نام این ورق (کتاب) به گونهای است که در آن اسرار همیشگی و رازهای پاکان حفظ شده است و همچنان یک سرخی (شفق) در آن باقی مانده است.
پیچیده ورق بر وی نوری ز خداوندی
شمس الحق تبریزی روشن حدقی ماندهست
هوش مصنوعی: برگها دور آن نوری از خداوندی که شمس الحق تبریزی است، پیچیدگیهایی دارند و روشناییاش بر چشمها تابیده است.