برگردان به زبان ساده
سیدی ایم هو کی، خذیدی ایم هو کی
ارنی وجهک ساعة، نقتدی ایم هو کی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و جذابیت فردی اشاره میکند که چهرهاش را در یک لحظه میخواهد ببیند و به او عشق ورزیده و رغبت دارد. او میخواهد از این دیدار الهام بگیرد و به پیروی از او بپردازد.
من ردا اکرامکم، نرتدی ایم هو کی
فی سناسیمائکم نهتدی، ایم هو کی
هوش مصنوعی: من به عنوان بزرگداشت و احترام به شما آمدهام. ما در سایهی ویژگیها و معانی شما از یکدیگر بهرهمند میشویم.
خوش بود از جام تو، بیخودی ایم هو کی
در صبوح از نقل تو، نغتدی ایم هو کی
هوش مصنوعی: از جام تو به خوشحالی مینوشیم و حالت بیخودی داریم، آیا در صبحانه از یاد تو لذت میبریم؟
همچو مه در شهرها، شاهدی ایم هو کی
از همه بیندت، مقتدی ایم هو کی
هوش مصنوعی: ما مانند ماه در شهرها هستیم، همانی که همه ما را میبینند و از ما پیروی میکنند.
حاضر و آواره را، مسندی ایم هو کی
کعبهوار آفاق را، مسجدی ایم هو کی
هوش مصنوعی: ما مانند کعبهای هستیم که در هر جایی قرار داریم و به انسانهای بیخانمان و دردمند، تکیهگاهی میدهیم؛ ما خود، همچون مسجدی هستیم که در هر نقطه از جهان وجود داریم و به نیازمندان پناه میدهیم.
برد عشقت از دلم، زاهدی ایم هو کی
اسکتوا ذاکالخیال، قایدی ایم هو کی
هوش مصنوعی: عشق تو دل مرا از من گرفته است، زاهدی که در این دنیا مشغول ذکر و فکر است، نمیداند که در عمیقترین خیالهایم چه میگذرد.