برگردان به زبان ساده
ادر کاسی و دعنی عن فنونی
جننت فلا تحدث من جنونی
هوش مصنوعی: اگر در حال قرعهکشی هستی، مرا از فنون و مهارتهایم دور کن، زیرا دیوانه شدهام و از جنونم چیزی نگو.
نه چون ماندست ما را، نی چگونه
ندانم تو دلاراما که چونی
هوش مصنوعی: من نمیدانم تو چطور هستی و چه احساسی داری، اما وضعیت ما به گونهای نیست که بشود به آسانی دربارهاش صحبت کرد.
رایت الناس للدنیا زبونا
و ذقت العشق فالدنیا زبونی
هوش مصنوعی: آدمها دنیا را به عنوان یک کالا و فرصت میشناسند، اما من که طعم عشق را چشیدم، میدانم که دنیا فقط یک نوع وابستگی است.
مترس از خصم و تو فارغ همی باش
که عاشق هست آن بحر فزونی
هوش مصنوعی: نگران دشمن نباش و خیالت راحت باشد، چونکه آن عشق بزرگ چنانقدر زیاد است که تو را نجات میدهد.
فما للخلق یا صاحی ظهوری
و ما للخلق یا صاحی کمونی
هوش مصنوعی: پس برای خلق چه جای بروز و ظهور من است و چه ارتباطی بین من و خلق وجود دارد؟
اگر عشقم درون آرام گیرد
کجا بینندم این خلق برونی
هوش مصنوعی: اگر عشق من در دل آرام شود، دیگر چگونه میتوانم این افراد بیرونی را ببینم؟
و مادام الهوی تغلی فؤادی
فلا تطمع قراری أو سکونی
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق در دل من غلیان دارد، امید نداشته باش که من آرام بگیرم یا ساکت شوم.
ایا نفس ملامت گر، خمش کن
که هم تو در ضلالت رهنمونی
هوش مصنوعی: ای نفسِ ملامتگر، سکوت کن؛ زیرا با ندا دادن خود، تو نیز در گمراهی به سر میبری و مرا هدایت میکنی.
ضلال العشق یا صاحی حلالی
خراب العشق یا صاحی حصونی
هوش مصنوعی: ای عاشق، در این عشق گمراهی وجود دارد، و ای نوشنده، عشق میتواند ویران کننده باشد و همچنین میتواند دژ و پناهگاه انسان باشد.
زهی کشتی شاهانه که عشق است
که رانندش درین دریایی خونی
هوش مصنوعی: عشق همچون یک کشتی سلطنتی است که در این دریای پر از خون، یک ناخدای ماهر آن را به جلو میبرد.
فتبریز و شمسالدین قصدی
أنادیهم، خذونی أو صلونی
هوش مصنوعی: از فتبریز و شمسالدین درخواست میکنم که مرا به مقصدم برسانند و کمکم کنند.