برگردان به زبان ساده
در دل من پردهٔ نو میزنی
ای دل و ای دیده و ای روشنی
هوش مصنوعی: ای دل و ای چشم و ای روشنی، در درون من تغییرات جدیدی به وجود میآوری.
پرده تویی وز پس پرده تویی
هر نفسی شکل دگر میکنی
هوش مصنوعی: تو در هر لحظه، چهرهای جدید از خودت را نمایان میکنی، در حالی که در پشت پردههای مختلف، همواره وجود داری.
پرده چنان زن که به هر زخمه ای
پردهٔ غفلت ز نظر برکنی
هوش مصنوعی: بهگونهای خود را بپوشان که با فعل و رفتار خود، غفلت را از چشمانت دور کنی.
شب منم و خلوت و قندیل جان
خیره که تو آتشی یا روغنی
هوش مصنوعی: شب است و من تنها نشستهام، چراغی روشن در کنارم که جانم را به تماشا کشیده است. آیا تو شعلهای زنده هستی یا تنها مادهای خاموش و بیروح؟
بیمن و تو، هر دو تویی، هر دو من
جان منی، آن منی، یا منی
هوش مصنوعی: بدون من و تو، هر دو در همیم، هر دو جان منی. تو آنی که من هستم، یا من هستی.
نکتهٔ چون جان شنوم من ز چنگ
تنتن تنتن، که تو یعنی تنی
هوش مصنوعی: من از صدای خوش تو و لطافت وجودت لذت میبرم، زیرا تو برای من تجسم وجود و حیات هستی.
گر تنم و گر دلم و گر روان
شاد بدانم که توام میتنی
هوش مصنوعی: اگر بدنم و دل و روح من شاد باشد، میدانم که تو در آن وجود داری.
از تو چرا تازه نباشم؟! که تو
تازگی سرو و گل و سوسنی
هوش مصنوعی: چرا نباید تازگی و freshness را از تو بگیرم؟ زیرا تو نماد تازگی همچون سرو، گل و سوسن هستی.
از تو چرا نور نگیرم؟! که تو
تابش هر خانه و هر روزنی
هوش مصنوعی: چرا از تو نور و روشنی نگیریم؟ چرا که تو روشنی بخش هر خانه و هر روزنهای هستی.
از تو چرا زور نیابم؟! که تو
قوت هر صخره و هر آهنی
هوش مصنوعی: چرا از تو کمک نخواهم؟ چرا که تو قدرتی همچون سنگ و آهن داری.