برگردان به زبان ساده
ای که مستک شدی و میگویی
تو غریبی و یا از این کویی
هوش مصنوعی: ای کسی که به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهای و میگویی که تو ناآشنا هستی یا از اینجا دوری.
مست و بیخویش میروی چپ و راست
بی چپ و راست را همیجویی
هوش مصنوعی: مست و بیخود شدهای و در اطراف خود بیهدف میگردی، در حالی که حتی مسیر درست و نادرست را هم دنبال میکنی.
نی چپست و نه راست در جانست
آن که جان خسته از پی اویی
هوش مصنوعی: نی نه به سمت چپ است و نه به سمت راست؛ بلکه حقیقت در جان است، آن کسی که جانش از دنبالهروی او خسته شده است.
ز آن شکر روی اگر بگردانی
اگر نباتی بدانک بدخویی
هوش مصنوعی: اگر روی زیبا و شیرین تو را از خود دور کنم، مثل چوب شکر که با بدی و زشتی همراه است، به نظر نخواهد آمد.
ور تو دیوی و رو بدو آری
الله الله چه خوب مه رویی
هوش مصنوعی: اگر تو دیو باشی و رو به آن بیاوری، خدا خدا! چه چهره زیبایی داری.
دلم از جا رود چو گویم او
میبرد جان و دل زهی اویی
هوش مصنوعی: وقتی صحبت از او میکنم، دلم ناگهان جایش را ترک میکند، زیرا او جان و دل مرا میرباید. چه خوشا به حال او!
هین ز خوهای او یکی بشنو
گاه شیری کند گه آهویی
هوش مصنوعی: بنگر، گاهی انسان میتواند مانند یک شیر شجاع و قوي باشد و گاهی مثل آهویی نرم و آسیبپذیر. این بیانگر تغییرات و دوگانگیهای درون انسان است.
در ره او نماند پای مرا
زانوام را نماند زانویی
هوش مصنوعی: در مسیر او، پایم خسته و ویران شده است و دیگر توان زانو زدن ندارم.
جز به چوگان او مغلطان سر
گر به میدان او یکی گویی
هوش مصنوعی: جز به چوبی که در دست اوست، هیچ چیز دیگری را نتوان در میدان او دید و کسی نمیتواند غیر از او در این عرصه سخن بگوید.
هین خمش کن در این حدیث مپیچ
آسمانوار اگر یکی تویی
هوش مصنوعی: میدانم که باید بدون اشاره به بیت، آن را به زبان ساده و روان بیان کنم:
حواست را جمع کن و در مورد موضوع صحبت چیزهای اضافی نگو، مشابه آسمان که دور و پیچیده است. اگر فقط تو هستی، باید تمرکزت را بر روی یک نقطه بگذاری.