غزل شمارهٔ ۳۱۶۰
مولانا
»
دیوان شمس
»
غزلیات
»
غزل شمارهٔ ۳۱۶۰
جان جانی و جان صد جانی
میزنی نعرههای پنهانی
هر که کر نیست بشنود وصفت
نعل معکوس و خفیه میرانی
غیر احمق به فهم این نرسد
عارت آید از این لت انبانی
سد پیش و پس تو این عارست
که سرافراز و قطب خلقانی
چون گریزی از این فزون گردد
کآن فلان فارغست زین فانی
غزل شمارهٔ ۳۱۵۹: زندگانی مجلس سامی
غزل شمارهٔ ۳۱۶۱: خامشی ناطقی مگر جانی
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جان جانی و جان صد جانی
میزنی نعرههای پنهانی
هوش مصنوعی: تو روح منی و جانهای بسیار را با نالههای پنهانی به جان میآوری.
هر که کر نیست بشنود وصفت
نعل معکوس و خفیه میرانی
هوش مصنوعی: هر کسی که نادان باشد، وصف تو را نمیفهمد حتی اگر در مورد ویژگیهای پنهانیات صحبت کنی.
غیر احمق به فهم این نرسد
عارت آید از این لت انبانی
هوش مصنوعی: تنها یک شخص نادان میتواند به فهمی از این موضوع برسد که موجب شرمساریاش شود.
سد پیش و پس تو این عارست
که سرافراز و قطب خلقانی
هوش مصنوعی: وجود موانع و مشکلات در پیش و پس از تو به هیچ وجه برای تو که فردی سرافراز و محور زندگی دیگران هستی، عیب و عار به شمار نمیآید.
چون گریزی از این فزون گردد
کآن فلان فارغست زین فانی
هوش مصنوعی: وقتی که از این دنیا و مشکلات آن فرار کنی، در خواهی یافت که این شخص به ظاهر بیخیال، در واقع از چیزهای گذرا و فناپذیر رهایی یافته است.