برگردان به زبان ساده
چونک درآییم به غوغای شب
گرد برآریم ز دریای شب
هوش مصنوعی: زمانی که به شلوغی و هیاهوی شب وارد شویم، مانند موجی از دریا در شب برمیآییم.
خواب نخواهد بگریزد ز خواب
آنک بدیدست تماشای شب
هوش مصنوعی: خواب از خواب فرار نخواهد کرد، زیرا کسی که زیباییهای شب را دیده است، نمیتواند راحت بخوابد.
بس دل پرنور و بسی جان پاک
مشتغل و بنده و مولای شب
هوش مصنوعی: بسیاری از دلها پرنور و روحها پاکاند و در خدمت و بندگی، خالق شب قرار دارند.
شب تتق شاهد غیبی بود
روز کجا باشد همتای شب
هوش مصنوعی: در شب، حضور و پدیدههای غیرمرئی به وضوح قابل مشاهدهاند، اما روز نمیتواند به پای شب برسد و آن شکوه و زیبایی را بازتاب دهد.
پیش تو شب هست چو دیگ سیاه
چون نچشیدی تو ز حلوای شب
هوش مصنوعی: در حضورت، شب مانند دیگ سیاه است و تو از شیرینیاش چیزی نچشیدهای.
دست مرا بست شب از کسب و کار
تا به سحر دست من و پای شب
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از دشواری و محدودیتهایی که شب به وجود آورده سخن میگوید. او بیان میکند که شب مانع از فعالیتهای او شده و او را به زنجیر کشیده است. در نتیجه، او نمیتواند در تاریکی شب به کار و تلاش بپردازد و تنها امیدش به صبح و روشنایی روز است که به او آزادی و فرصت دوباره میدهد.
راه درازست برانیم تیز
ما به درازا و به پهنای شب
هوش مصنوعی: راهی طولانی پیشرو داریم، اما با سرعت و قوت ادامه میدهیم، حتی اگر شب به درازا کشیده شود.
روز اگر مکسب و سوداگریست
ذوق دگر دارد سودای شب
هوش مصنوعی: اگر روز تجارت و کسب و کار است، شب حال و هوای متفاوتی دارد و لذت دیگری را به دنبال میآورد.
مفخر تبریز توی شمس دین
حسرت روزی و تمنای شب
هوش مصنوعی: شمس دین حسرت و آرزوی روز را در تبریز بر دوش میکشد.