برگردان به زبان ساده
آوخ آوخ چو من وفاداری
در تمنای چون تو خونخواری
هوش مصنوعی: ای کاش که من هم مانند تو میتوانستم به وفاداری و صداقت در عشق برسم، اما متأسفانه مثل یک بیمار و بدبخت در آرزوی تو میسوزم.
آوخ آوخ طبیب خونریزی
بر سر زار زار بیماری
هوش مصنوعی: آه و واویلا، دکتر در حال خونریزی است و بر سر بیماری که به شدت زار میزند، بررسی میکند.
آن جفاها که کردهای با من
نکند هیچ یار با یاری
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند به من آن طور آسیب برساند که تو با من کردهای.
گفتمش «قصد خون من داری
بی خطا و گناه» گفت «آری»
هوش مصنوعی: به او گفتم: «آیا قصد داری که بدون هیچ دلیل و گناهی به من آسیب برسانی؟» او پاسخ داد: «بله، این قصد را دارم.»
عشق جز بیگناه مینکشد
نکشد عشق او گنهکاری
هوش مصنوعی: عشق تنها بیگناهان را به فنا نمیکشاند و عشق او، به گناهکاران آسیب نمیزند.
هر زمان گلشنی همیسوزم
تو چه باشی به پیش من؟ خاری
هوش مصنوعی: هر وقتی که در باغی گلها میشکفند و زندگی پر از زیبایی میشود، من همچنان دلم میسوزد و تو برای من هیچ چیزی جز یک خاری نیستی.
بشکستم هزار چنگ طرب
تو چه باشی به چنگ من؟ تاری
هوش مصنوعی: من هزار بار افسردگی و غم را شکستهام، تو چه چیزی برای من خواهی بود وقتی که به دستان من بیافتی؟
شهرها از سپاه من ویران
تو چه باشی؟ شکسته دیواری
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر شهرها ویران شدهاند و نابود گشتهاند، تو که هستی و در چه جایگاهی قرار داری؟ در حقیقت، وقتی دیواری خراب شده است، دیگر چه اهمیتی دارد که آنچه باقیمانده چیست. این نشاندهنده قدرت و تأثیر ویرانی است.
گفتمش از کمینه بازی تو
جان نبردهست هیچ عیّاری
هوش مصنوعی: به او گفتم که از بازیهای کممایهات هیچکس سودی نبرده و هیچ کس به خاطر آنها جان خودش را از دست نداده است.
ای ز هر تار موی طره تو
سرنگونسار بسته طرّاری
هوش مصنوعی: ای کسی که هر کدام از تارهای موی زیبای تو، مانند سلاحی قوی و کارآمد، دشمنان را به زانو درآورده است.
گر ببازم وگر نه زین شهرخ
ماتم و مات مات من باری
هوش مصنوعی: اگر ببازم یا نه، در هر حال از این چهره زیبا و غمانگیز غمگین هستم.
آن که نخرید و آن که او بخرید
شد پشیمان غریب بازاری
هوش مصنوعی: آن کسی که چیزی را نخریده پشیمان نمیشود، اما کسی که به خریدش پرداخته، حالا در بازار احساس ناامیدی و غریبی میکند.
و آن که بخرید گوید آن همه را
کاش من بودمی خریداری
هوش مصنوعی: کسی که خریداری میکند، میگوید ای کاش من همه آنها را خریده بودم.
و آن که نخرید دست میخاید
ناامید و فتاده و خواری
هوش مصنوعی: کسی که فرصتی را از دست میدهد، ناامید و در حال شکست و ذلت خواهد بود.
فرع بگرفته اصل افکنده
جان بداده گرفته مرداری
هوش مصنوعی: شاخ و برگ به شاخهای وابسته است که خود به ریشهاش متصل است، و زمانی که جان از دست میرود، زنده بودن به یک جسم بیجان تبدیل میشود.
پا بریده به عشق نعلینی
سر بداده به عشق دستاری
هوش مصنوعی: عشقی که انسان را به جایگاههای پایینتر میکشاند، سبب میشود که شخص حتی از بالاترین نعمتها و دلبستگیها نیز دست بکشد.
با چنین مشتری کند صرفه
از چنین باده مانده هشیاری
هوش مصنوعی: با چنین مشتری، انسان میتواند از هوشیاری خود صرفنظر کرده و از بادهی باقیمانده استفاده کند.
خر علفزار تن گزید و بماند
خر مردار در علف زاری
هوش مصنوعی: خر، از علفزار سرسبز و تازه تغذیه کرد و در آنجا مانده، در حالی که خر دیگر که مُرده بود، همانجا در میان علفها افتاده است.