برگردان به زبان ساده
ز آب تشنه گرفتهست خشم میبینی
گرسنه آمد و با نان همیکند بینی
هوش مصنوعی: از خشمی که از کمبود آب به وجود آمده، میبینی که گرسنه است و با نان هم نمیتوانی او را سیر کنی.
ز آفتاب گرفتهست خشم گازر نیز
زهی حماقت و ادبیر و جهل و گر کینی
هوش مصنوعی: از خورشید خشمگین است کائنات، چه حماقت و نادانی و دوری از فهمی وجود دارد.
تو را که معدن زر پیش خود همیخواند
نمیروی و قراضه ز خاک میچینی
هوش مصنوعی: تو که به عنوان یک گنج بزرگ و ارزشمند شناخته میشوی، چرا از این جایگاه بالا پایین میآیی و به چیزهای بیارزش و بیفایده میپردازی؟
قراضههاست ز حسن ازل در این خوبان
در آب و گل به چه آمد پی خوش آیینی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زیبایی و جذابیت این انسانهای خوشچهره، نتیجهٔ زیبایی الهی است که از ابتدا وجود داشته است. سوالی در اینجا مطرح میشود که این زیبایی چگونه به دنیای مادی و جسمی راه یافته و پدیدار شده است، و به طور خاص در پی آن خاطرنشان میکند که این زیبایی به چه دلیل و منظوری به وجود آمده است.
چو کان حسن بچیند قراضهها ز بتان
به آب و گل بنماید که آن نهای اینی
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی مانند یک کان، تکهتکهها را از مجسمههای معبودان برمیچیند، در آب و گل نشان میدهد که این چیزی نیست و آن چیز دیگری است.
تو جهد کن که سراسر همه قراضه شوی
روی به معدن خود زانک جمله زرینی
هوش مصنوعی: تلاش کن که تمام خُردیها و زوایای ناپسند خود را کنار بگذاری و به ذات واقعیات که پر از زیبایی و ارزش است، روی بیاوری.
به شهد جذبه من آب جفا بیامیزم
که شهد صرف گلو گیردت ز شیرینی
هوش مصنوعی: من طعم تلخ جفا را به شیرینی محبت میافزایم، زیرا این شیرینی میتواند در گلویت اثر بگذارد و تو را به لذت آشنا کند.
کشیدمت نه دعاها کشند آمین را
کشانه شو سوی من گرچه لنگ تخمینی
هوش مصنوعی: من تو را به سوی خود میکشم، نه به دعاها و نیایشها. پس بیا به سمت من، حتی اگر حالتی ناهنجار و ناپایدار داشته باشی.
به سوی بحر رو ای ماهی و مکش خود را
تو با سعادت و اقبال خود چه در کینی
هوش مصنوعی: به سوی دریا برو ای ماهی، و خودت را با خوشبختی و شانس خود همراه کن، نه با کینه و دشمنی.
اگر تو مینروی آن کرم تو را بکشد
چنین کند کرم و رحمت سلاطینی
هوش مصنوعی: اگر تو از اهل محبت و دوستداری دوری کنی، به احتمال زیاد آسیبهایی به تو خواهد رسید که شبیه به آسیبهایی است که ظلم و بیرحمی در حق دیگران میرساند.
وگر درشت کشد مر تو را مترسان دل
که یوسفست کشنده تو ابن یامینی
هوش مصنوعی: اگر کسی با شدت و خشونت با تو رفتار کند، نترس؛ زیرا او کسی مانند یوسف است که تو را تحت تأثیر قرار میدهد و به عشق خود میکشاند.
به تهمت و به درشتی و دزدیش بکشید
که صاع زر تو ببردی به بد تو تعیینی
هوش مصنوعی: به خاطر تهمتها و رفتارهای خشن و دزدیهایی که انجام دادهاید، مورد انتقاد قرار میگیرید، زیرا خسران و زیانهایی که به دیگران زدهاید، به خود شما بازخواهد گشت.
چو خلوت آمد گفتش که من قرین توام
تو لایقی بر من من دعا تو آمینی
هوش مصنوعی: وقتی تنها شدیم، به او گفتم که من همراه تو هستم و تو شایسته من هستی. من دعای تو را برآورده میکنم.
در آن مکان که مکان نیست قصرها داری
در این مکان فنا چون حریص تمکینی
هوش مصنوعی: در جایی که هیچ چیز وجود ندارد، تو قصرها و کاخهایی داری، اما در این دنیای فانی، همچون کسی که به شدت میخواهد تسلط و قدرت داشته باشد، به دنبال چیزهایی هستی که به سرعت از بین میروند.
هزار بارت گفتم خمش کن و تن زن
تو از لجاج کنون احمدی و پارینی
هوش مصنوعی: بارها به تو گفتم که ساکت باش و خودت را به زحمت نینداز، اما حالا به چیزی جز لجاجت توجه نمیکنی و فقط به نامهای بزرگی مثل احمد و پارین اهمیتی میدهی.
فداح روح حیاتی فانت تحیینی
و انت تخلص دیباجتی من الطین
هوش مصنوعی: من جانم را فدای تو میکنم، زیرا تو مرا زنده میکنی و مرا از لعاب گِل رها میسازی.
و انت تلبس روحی مکرما حللا
بها اعیش و تکفیننی لتکفینی
هوش مصنوعی: تو روح مرا با احترامی خاص به تن کردهای، و من با این لباس به زندگی ادامه میدهم، و تو به خاطر من فردا را دفت میکنی.
ایا مفجر عین تقر عینینی
سقاها سکراتی و شربها دینی
هوش مصنوعی: آیا تو کسی هستی که چشمانم را روشن میکنی؟ نجاتدهندهای که در حال تسکین دردهایم، مرا با نوشیدنیهای خاصی سیراب میکنی.