برگردان به زبان ساده
چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی
چو صیقلی غمها را ز آینه رندیدی
هوش مصنوعی: زمانی که صبح دم، با زیباییات خندیدی، مشکلات و دردها را کنار زدی، مانند این که با دقت، غمها را از آینه پاک کردی.
چه جامهها دردادی چه خرقهها دزدیدی
چه گوشها بگرفتی به عیش دان بکشیدی
هوش مصنوعی: چه لباسهای زیبا هدیه دادی، چه پوششهایی را ربودی، و چه گوشهایی که به شادکامی خود مشغول کردی.
چه شعلهها برکردی چه دیکها بپزیدی
چه جسها بگرفتی چه راهها پرسیدی
هوش مصنوعی: تو چه آتشها برافروختی، چه غذاهایی پختی، چه افراد را گرفتی و چه مسیرهایی را جستجو کردی.
ز عقل کل بگذشتی برون دل بدمیدی
گشاد گلشن و باغی چو سرو تر نازیدی
هوش مصنوعی: از مرز عقل خارج شدی و دلی به سرما آوردی. در باغ و گلشن به شکوفایی رسیدی و مانند سرو با زیبایی و لطافت ایستادی.
اگر چه خود سرمستی دهان چرا بربستی
قلم چرا بشکستی ورق چرا بدریدی
هوش مصنوعی: اگرچه خودم در حال شادی و مستی هستم، اما چرا دهانم را بستهاید، چرا قلمم را شکستهاید و چرا ورق را پاره کردهاید؟
چه شاخهها افشاندی چه میوهها برچیدی
ترش چرا بنشستی چه طالب تهدیدی
هوش مصنوعی: چه درختانی را به بار نشاندهای و چه میوههایی را چیدهای، اما حالا چرا نشستهای و منتظر مشکلات و تهدیدها هستی؟