برگردان به زبان ساده
آن دل که گم شدهست هم از جان خویش جوی
آرام جان خویش ز جانان خویش جوی
هوش مصنوعی: دلی که گم شده، باید آرامش و آسایشش را از وجود جانانش طلب کند، همانطور که از جان خود میجوید.
اندر شکر نیابی ذوق نبات غیب
آن ذوق را هم از لب و دندان خویش جوی
هوش مصنوعی: اگر در شیرینی چیزی نمییابی، پس بدان که لذت واقعی و روحانی را باید از وجود و صفات خودت پیدا کنی.
دو چشم را تو ناظر هر بینظر مکن
در ناظری گریز و ازو آن خویش جوی
هوش مصنوعی: دو چشم تو نگذار که ناظر بیخیالی باشند. از آن ناظر دور شو و به دنبال خودت بگرد.
نقلست از رسول که مردم معادنند
پس نقد خویش را برو از کان خویش جوی
هوش مصنوعی: گفته شده است که مردم مانند معادن هستند؛ بنابراین، باید ارزش واقعی خود را از درون خود استخراج کنید.
از تخت تن برون رو و بر تخت جان نشین
از آسمان گذر کن و کیوان خویش جوی
هوش مصنوعی: از این جسم و دنیای مادی بیرون بیا و به دنیای روح و جان وارد شو. از مرزهای آسمان عبور کن و سرنوشت و هدف واقعیات را پیدا کن.
برقی که بر دلت زد و دل بیقرار شد
آن برق را در اشک چو باران خویش جوی
هوش مصنوعی: برقی که به دل تو تابید و آن را بیقرار کرد، همان برق را در اشکهای بارانمانند خودت جستجو کن.
انبان بوهریره وجود توست و بس
هر چه مراد توست در انبان خویش جوی
هوش مصنوعی: وجود تو همچون انباری است که تمام آرزوها و خواستههایت در آن نهفته است. هر چیزی که بخواهی، در درون خودت پیدا خواهی کرد.
ای بینشان محض نشان از کی جویمت
هم تو بجو مرا و به احسان خویش جوی
هوش مصنوعی: ای بینشان، من باید نشانهات را از کجا پیدا کنم؟ هم تو به دنبال من باش و هم من را با مهربانی خود بیاب.