برگردان به زبان ساده
میزنم حلقهٔ درِ هر خانهای
هست در کوی شما دیوانهای؟!
هوش مصنوعی: به هر خانهای که میروم، میزنم به در، آیا در این محله دیوانهای هست؟
مرغ جان دیوانهٔ آن دام شد
دام عشق دلبری دُردانهای
هوش مصنوعی: پرندهای که روحش دیوانه است، در تله عشق یک معشوق زیبا گرفتار شده است.
عقلها نعرهزنان کآخر کجاست
در جنونْ دریادلی مردانهای؟
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی از جستجوی عقل و منطق در دنیای جنون و عشق اشاره دارد. در واقع، پرسش از این است که عقل که همیشه بر تصمیمات و رفتارهای ما تأثیر دارد، در برابر عشق و احساساتی که انسان را به جنون میکشاند، کجاست؟ به عبارتی، آیا در دل عشق و در عمیقترین احساسات انسانی، جایی برای عقل و استدلال وجود دارد؟ این جستجوی عشقی و احساسی به نوعی به دلیر بودن در برابر احساسات و پیوندهای عمیق اشاره میکند.
ای خدا مجنون آن لیلی کجاست؟
تا به گوشش دردمیم افسانهای
هوش مصنوعی: ای خدا، مجنون! لیلی کجاست؟ تا در گوشش داستان دردمندانهای را بگویم.
زانکه گوش عقل نامحرم بُوَد
از فسون عاشقان بیگانهای
هوش مصنوعی: چون گوش عقل به رازی که عاشقان در دل دارند آشنا نیست، پس نمیتواند به جادو و فریب آنها گوش دهد.
سلسلهزلفی که جان مجنون او است
میل دارد با شکسته شانهای
هوش مصنوعی: زلفهای او که جان مجنون را به خود جلب کردهاند، آرزو دارند با شانهای شکسته به هم آویزند.
شهر ما پرفتنه و پرشور شد
الغیاث از فتنهٔ فَتّانهای
هوش مصنوعی: شهر ما پر از هرج و مرج و هیجان شده است و به شدت به کمک نیاز دارد، زیرا فتنهای که به وجود آمده، بسیار خطرناک و مخرّب است.
زوتر ای قَفّال مِفتاحی بساز
کز فرج باشد ورا دندانهای
زودتر، ای قفلساز، کلیدی بساز که دندانهای از گشایش داشتهباشد.
هین! خمش کن کژ مرو فرزین نهای
کی چو فرزین کژ رود فرزانهای
هوش مصنوعی: به خودت بیندیش و راه درست را انتخاب کن، چرا که اگر به راهی نادرست بروی، مانند فرزین نخواهی بود و به جهتی ناپسند خواهی رفت.