برگردان به زبان ساده
بوی مشکی در جهان افکندهای
مشک را در لامکان افکندهای
هوش مصنوعی: ما در دنیا بوی خوشی منتشر کردهایم، مانند اینکه مشک را در جایی نامحدود و وسیع پخش کردهای.
صد هزاران غلغله زین بوی مشک
در زمین و آسمان افکندهای
هوش مصنوعی: بوی مشک تو در زمین و آسمان تولید شور و هیجان کرده و همه جا را پر از صدا و سروصدا کرده است.
از شعاع نور و نار خویشتن
آتشی در عقل و جان افکندهای
هوش مصنوعی: شما با نور و آتش وجود خود، شعلهای در ذهن و روح دیگران روشن کردهاید.
از کمال لعل جان افزای خویش
شورشی در بحر و کان افکندهای
هوش مصنوعی: از زیبایی و کمال لعل جانبخش خود، غوغایی در دریا و زمین به وجود آوردهای.
تو نهادی قاعده عاشق کشی
در دل عاشق کشان افکندهای
هوش مصنوعی: تو با طرز خاصی قواعد عشق را به وجود آوردهای و در دل عاشقانی که قادر به عشق ورزیدن نیستند، سرسیزید کردهای.
صد هزاران روح رومی روی را
در میان زنگیان افکندهای
هوش مصنوعی: بسیاری از روحهای رومی را در میان زنگیان پراکندهای.
با یقین پاکشان بسرشتهای
چونشان اندر گمان افکندهای
هوش مصنوعی: تو با اطمینان و خلوص نیت، آنها را به هم بافتهای، اما مثل این که آنها را در توهم گذاشتهای.
چون به دست خویششان کردی خمیر
چونشان در قید نان افکندهای
هوش مصنوعی: زمانی که خودشان را تحت کنترل و دست خود قرار دادهاند، به نوعی به نان و معاش وابسته شدهاند.
هم شکار و هم شکاری گیر را
زیر این دام گران افکندهای
هوش مصنوعی: تو هم هم شکار و هم کسی هستی که شکار میکنی و در زیر این دام سنگین گرفتار شدهای.
پردلان را همچو دل بشکستهای
بی دلان را در فغان افکندهای
هوش مصنوعی: افراد دلیر و شجاع را مانند کسانی که دلشان شکسته شده به حال نزار و افسرده درآوردهای و بیدلها را در ناراحتی و اندوه قرار دادهای.
جان سلطان زادگان را بنده وار
پیش عقل پاسبان افکندهای
هوش مصنوعی: تو با ادب و احترام، جان کسانی را که از نسل سلاطین هستند، به فرامین عقل سپردهای.