برگردان به زبان ساده
صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی
که چه طاقت است جان را چو تو نور خود نمایی
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم بگویم که تو روشنی بخش جان منی؟ زیرا با وجود تو، جان چه قدرتی دارد که بتواند روشنایی تو را تحمل کند؟
تو چنان همایی ای جان که به زیر سایه تو
به کف آورند زاغان همه خلعت همایی
هوش مصنوعی: تو مانند پرندهای با شکوه هستی که دیگران برای جلب توجه و احترام، لباسهای زیبا را در زیر سایهی تو به نمایش میگذارند.
کرم تو عذرخواه همه مجرمان عالم
تو امان هر بلایی تو گشاد بندهایی
هوش مصنوعی: تو با مهربانی و بخشش، عذر تمام گنهکاران جهان را میپذیری و با رحمت خود، گرههای سختی را باز میکنی.
توی گوهری که محو است دو هزار بحر در تو
توی بحر بیکرانه ز صفات کبریایی
هوش مصنوعی: در درون تو یک جواهر نهفته است که در آن دو هزار دریا وجود دارد و تو در دریای بینهایت از ویژگیهای بزرگ و عظیم الهی قرار داری.
به وصال میبنالم که چه بیوفا قرینی
به فراق میبزارم که چه یار باوفایی
هوش مصنوعی: من بر این مینالم که رابطهای که به وجود آمده، چقدر بیوفا است و باید به جداییام بپردازم چون یاری دارم که واقعاً وفادار است.
به گه وصال آن مه چه بود خدای داند
که گه فراق باری طرب است و جان فزایی
هوش مصنوعی: در زمانهایی که به معشوق میرسیم، نمیدانیم این لحظههای خوش چقدر ارزشمندند؛ زیرا زمانهای جدایی هم میتوانند باعث شادی و افزایش زندگی شوند.
دل اگر جنون آرد خردش تویی که رفتی
رخ توست عذرخواهش به گهی که رخ گشایی
هوش مصنوعی: اگر دل دیوانه شود، تویی که رفتهای و در چهرهات عذرخواهی میکنی در زمانی که چهرهات را نشان میدهی.