برگردان به زبان ساده
منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی
مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی
هوش مصنوعی: به دیگران نگاه نکن که چه وضعیتی دارند و خودت را ارزان نفروش، زیرا تو ارزش و بهای بیشتری داری.
به عصا شکاف دریا که تو موسی زمانی
بدران قبای مه را که ز نور مصطفایی
هوش مصنوعی: با عصای خود دریا را بشکاف، زیرا تو در این زمان مانند موسی هستی. لباس ماه را بدران که از نور مصطفی (پیامبر اسلام) خلق شده است.
بشکن سبوی خوبان که تو یوسف جمالی
چو مسیح دم روان کن که تو نیز از آن هوایی
هوش مصنوعی: ظرف زیبایی را بشکن، زیرا تو نیز شبیه یوسف زیبایی هستی. مانند عیسی دم حیات را در جان خود بدمید، چرا که تو نیز از آن جمال برخورداری.
به صف اندرآی تنها که سفندیار وقتی
در خیبر است برکن که علی مرتضایی
هوش مصنوعی: به تنهایی وارد صف شو، زیرا وقتی که سفندیار در خیبر است، باید از کنار علی مرتضی کنار بروی.
بستان ز دیو خاتم که توی به جان سلیمان
بشکن سپاه اختر که تو آفتاب رایی
هوش مصنوعی: دست خود را از چنگال شیطان برکن و مانند سلیمان بر قدرت خود مسلط شو. به دشمنان خود حمله کن، زیرا تو همانند خورشیدی پرنور و با انگیزه هستی.
چو خلیل رو در آتش که تو خالصی و دلخوش
چو خضر خور آب حیوان که تو جوهر بقایی
هوش مصنوعی: مثل ابراهیم که در آتش میرود، تو نیز با دل خوش و خالصی به سوی چالشها برو. مانند خضر که از آب حیات مینوشد، تو نیز از سرچشمه بقا و زندگی بهرهمند شو.
بسکل ز بیاصولان مشنو فریب غولان
که تو از شریف اصلی که تو از بلند جایی
هوش مصنوعی: به سخنان بیپایه و اساس دیگران گوش نده و فریب افراد نادرست را نخور، زیرا تو از اصل و ریشه پاکی و مقام بلندی برخورداری.
تو به روح بیزوالی ز درونه باجمالی
تو از آن ذوالجلالی تو ز پرتو خدایی
هوش مصنوعی: تو از زیبایی و کمال روح بینقصی برخورداری و زیباییات ناشی از آن است که تو جلوهای از ذات پرجلال الهی هستی.
تو هنوز ناپدیدی ز جمال خود چه دیدی
سحری چو آفتابی ز درون خود برآیی
هوش مصنوعی: تو هنوز از زیباییات پنهانی، چه چیزی دیدهای که مانند یک آفتاب از درون خود ظهور کنی؟
تو چنین نهان دریغی که مهی به زیر میغی
بدران تو میغ تن را که مهی و خوش لقایی
هوش مصنوعی: تو به قدری ارزشمند و خاص هستی که حتی اگر در زیر ابرها و تاریکیها هم پنهان شوی، باز هم درخشندگی و زیباییات به وضوح دیده میشود. مانند اینکه در زیر ابرها، ماه نمیتواند پنهان بماند و خود را نشان میدهد.
چو تو لعل کان ندارد چو تو جان جهان ندارد
که جهان کاهش است این و تو جان جان فزایی
هوش مصنوعی: تنها تویی که ارزش و زیبایی مانند گوهر داری و هیچ چیزی در جهان نمیتواند به اندازهی تو ارزشمند باشد. زندگی بدون تو کمرنگ و ناقص است و تنها تو هستی که جان را به زندگی میبخشی.
تو چو تیغ ذوالفقاری تن تو غلاف چوبین
اگر این غلاف بشکست تو شکسته دل چرایی
هوش مصنوعی: تو مانند شمشیر ذوالفقار هستی، اما جسمت مانند غلاف چوبی است. اگر این غلاف شکسته شود، چرا دل تو نیز دچار شکست میشود؟
تو چو باز پای بسته تن تو چو کنده بر پا
تو به چنگ خویش باید که گره ز پا گشایی
هوش مصنوعی: تو مانند پرندهای هستی که پایش بسته شده و بدنت هم به زمین چسبیده. باید به خودت بیایی و تلاش کنی که از این قید و بند آزاد شوی.
چه خوش است زر خالص چو به آتش اندرآید
چو کند درون آتش هنر و گهرنمایی
هوش مصنوعی: وقتی طلا خالص به آتش میرود، زیبایی و ارزش آن بیشتر نمایان میشود. این روند نشان میدهد که در آزمونها و چالشها، استعدادها و مهارتها بهتر نمایان میشوند.
مگریز ای برادر تو ز شعلههای آذر
ز برای امتحان را چه شود اگر درآیی
هوش مصنوعی: ای برادر، از آتش دوری نکن، زیرا اگر برای امتحان به آن نزدیک شوی، چه خواهد شد؟
به خدا تو را نسوزد رخ تو چو زر فروزد
که خلیل زادهای تو ز قدیم آشنایی
هوش مصنوعی: به خدا قسم که چهرهات مثل طلا درخشان است و نباید به تو آسیبی برسد، چرا که تو از نسل ابراهیم خلیل هستی و از قدیم با این بزرگی آشنایی.
تو ز خاک سر برآور که درخت سربلندی
تو بپر به قاف قربت که شریفتر همایی
هوش مصنوعی: از زمین سر بلند کن و رشد کن، چرا که تو به قلهای نزدیکتر میشوی که مقام و منزلت بالاتری دارد.
ز غلاف خود برون آ که تو تیغ آبداری
ز کمین کان برون آ که تو نقد بس روایی
هوش مصنوعی: از مخفیگاه خود خارج شو، زیرا تو سلاحی تیز و قدرتمند هستی. از کمین بیرون بیا، چرا که تو دارای ارزش و تواناییهای زیادی هستی.
شکری شکرفشان کن که تو قند نوشقندی
بنواز نای دولت که عظیم خوش نوایی
هوش مصنوعی: شکر را به صورت زیبا و دلنشین منتشر کن، چون تو شیرینی را به بهترین شکل در میآوری. نای خوشی زندگی را بنواز، زیرا صدای تو بسیار لذتبخش و دلنشین است.