برگردان به زبان ساده
از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی
با همه خویشان گرفته شیوهی بیگانگی
هوش مصنوعی: از محبت و توجه به شمس دین، متوجه میشوی که این دیوانگی، با اینکه در کنار خویشاوندان هستی، حالتی از بیگانگی را در تو ایجاد کرده است.
وحشِ صحرا گشته و رسوایِ بازاری شده
از هوایِ خانهیِ او صد هزاران خانگی
هوش مصنوعی: حیوانات وحشی در بیابان به خاطر جاذبهای که از خانهی او دارند، نمایان و ناشناس گشتهاند و از زندگی در طبیعت دور شدهاند. صدها نفر در خانهاش به خاطر این جاذبه از آسایش خود در بازار و جامعه بیخبرند.
صاعقه هجرش زده برسوخته یک بارگی
عقل و شرم و فهم و تقوا دانش و فرزانگی
هوش مصنوعی: برخی احساسات و صفات انسانی مانند عقل، شرم، فهم، تقوا و دانش، همه به یکباره تحت تأثیر جدایی او قرار گرفتهاند، گویی که مانند صاعقهای سخت و ویرانگر، این جدایی بر آنها تاثیر گذاشته و به طور کامل آنها را از کار انداخته است.
من ز شمعِ عشق او نان پارهای میخواستم
گفت بنویسید توقیعش پیِ پروانگی
هوش مصنوعی: من از شعله عشق او خواستار تکهای نان بودم. او گفت: بنویسید تا نشانهای از پروانگیام باشد.
ای گشاده قلعههای جان به چشم ِ آتشین
ای هزاران صف دریده عشقت از مردانگی
هوش مصنوعی: ای کسی که به عشق تو، قلعههای دل به راحتی شکسته میشود و این همه عشق و احساس، از مردانگی تو سرچشمه میگیرد.
ای خداوند شمسِ دین صد گنج خاک است پیشِ تو
تا چه باشد عاشق بیچارهای یک دانگی !
هوش مصنوعی: خدای بزرگ دین، هزاران گنج و نعمت در خاک هست، اما برای عاشق بیچارهای مثل من، فقط یک قسمت کوچک از آن اهمیت دارد!
صد غریو و بانگ اندر سقفِ گردون افکنیم
من نیام در عشق پابرجایِ تو یک بانگی
هوش مصنوعی: ما صدای بلندی را در آسمان بلند میاندازیم، اما من در عشق تو ثابت و پابرجا هستم.
عقل را گفتم میانِ جان و جانان فرق کن
شانهی عقلم ز فرقش یاوه کرده شانگی
هوش مصنوعی: به عقل گفتم که بین روح و محبوب تفاوت قائل شود، اما او آنقدر در این موضوع سردرگم شده که باعث شده شانههایش بههم بریزد و حرفهای بیمعنی بزند.