برگردان به زبان ساده
بشنیده بدم که جان جانی
آنی و هزار همچنانی
هوش مصنوعی: شنیدم که جان واقعی تو در یک لحظه و به شکلی هزاران جان دیگر وجود دارد.
از خلق نشان تو شنیدم
کفو تو نبود آن نشانی
هوش مصنوعی: از مردم نشانهای از تو شنیدم، اما هیچکدام به مقام و نقش تو نمیرسید.
الحمد شدم ز حمد گفتن
تا بوک بدان لبم بخوانی
هوش مصنوعی: من به خاطر ستایش تو، خودم را به ستایش میرانم تا آنقدر خوشبخت شوم که بدانی و لب به خواندن من بگشایی.
جان دید کسی بدین لطیفی
کس دید روان بدین روانی
هوش مصنوعی: جان کسی را با این لطافت ندیده است و هیچ روحی را با این حالت روانی نگریسته است.
ای قوت قلوب همچو معنی
وی صورت تو به از معانی
هوش مصنوعی: ای دارنده قدرت دلها، همانطور که مفهوم تو از ظاهر تو بالاتر است.
ای گشته ز لامکان حقایق
از لذت کان تو مکانی
هوش مصنوعی: ای کسی که از حقیقتهای غیبی و از لذتهای بینهایت وجود، گشتهای و در خارج از مکانهای محدود قرار داری.
ای شاه و وزیر را سعادت
وی عالم پیر را جوانی
هوش مصنوعی: ای پادشاه و وزیر! سعادت و شادکامی تو مانند جوانی برای جهان پیر است.
آن جان که از این جهان جهان بود
کردیش تو باز این جهانی
هوش مصنوعی: این زندگی که هماکنون در آن به سر میبری، تنها بخشی از وجود توست، در حالی که روح تو از یک جهان بزرگتر و باارزشتر آمده است. تو باید به آن جنبه عمیقتر و زیادتر از زندگیات توجه کنی.
جانی چو تو باشد این جهان را
باقی بود این جهان فانی
هوش مصنوعی: اگر وجودی مانند تو باشد، این جهان باقی و پایدار خواهد بود؛ وگرنه این جهان زودگذر و فانی است.
جان چرب زبان توست اما
نبود به لسان تو لسانی
هوش مصنوعی: جان تو پر از هنر و ذوق است، اما این احساسات و تواناییها به زبانی که انتخاب کردهای، بیان نمیشوند.