برگردان به زبان ساده
بیا ای غم که تو بس باوفایی
که ابر قطرههای اشکهایی
هوش مصنوعی: بیا ای غم، تو خیلی باوفایی، مثل ابری که همیشه قطرههای اشک را میبارد.
زنی درویش آمد سوی عباس
که تعلیمم بده نوعی گدایی
هوش مصنوعی: زنی بیپول و نیازمند به سوی عباس آمد و از او خواست که به او روشهای گدایی و درخواست کمک را یاد بدهد.
در حیلت خدا بر تو گشادهست
تو آموزی گدایان را دغایی
هوش مصنوعی: خداوند راههای فریب را برای تو باز کرده است، تو به گدایان یاد میدهی که چگونه باید فریب بخورند.
تو نعمانی در این مذهب بگو درس
که خوش تخریج و پاکیزه ادایی
هوش مصنوعی: تو در این مذهب مانند نیکویی هستی که خوب آموخته و باصفا سخن میگویی.
من مسکین دمی دارم فسرده
ندارم روزیی از ژاژخایی
هوش مصنوعی: من آدمی بیچارهام که لحظاتی غمگین دارم، اما روزیام از پند و سخنان ناپسند نیست.
مرا یک کدیه گرمی بیاموز
که تو بس نرگدا و اوستایی
هوش مصنوعی: به من یک روش گرم و صمیمی بیاموز، چرا که تو به زیبایی مانند نرگس و دارای روح و شخصیت خاصی هستی.
بدانک انبیا عباس دینند
در استرزاق آثار سمایی
هوش مصنوعی: بدان که پیامبران به حسن نیت و پاکی، در دریافت روزی و نعمتهای الهی تأکید دارند و آنها به آثار آسمانی و تلاشهای معنوی باور دارند.
ز انواع گداییهای طاعات
که برجوشد بدان بحر عطایی
هوش مصنوعی: از میان گونههای مختلف عبادت و بندگی، آنهایی که به درستی و خلوص نیت انجام میشوند، از دریای بیپایان لطف و بخشش پروردگار سرازیر خواهند شد.
ز صوم و از صلات و از مناسک
ز نهی منکر و شیر غزایی
هوش مصنوعی: از عبادات و نماز و اعمال دینی گرفته تا نهی از منکر و ارزشهای انسانی.
که بیحد است انواع عبادات
و انواع ثقات و ابتلایی
هوش مصنوعی: عبادات و امتحانات خداوند به اندازهای زیاد و مختلف هستند که هیچ پایانی برای آنها وجود ندارد.
بدو گفتا برو کاین دم ملولم
ببر زحمت مکن طال بقایی
هوش مصنوعی: به او گفتم که برود، چون حالا حالم خوب نیست. زحمت زیادی به خودت نده، بگذار که بگذرد.
مکرر کرد آن زن لابه کردن
که نومیدم مکن ای لالکایی
هوش مصنوعی: آن زن پی در پی از من خواهش میکرد که مرا ناامید نکن، ای کسی که به آرامی صحبت میکنی.
مکرر کرد استا دفع راهم
که سودت نیست این زحمت فزایی
هوش مصنوعی: استاد بارها و بارها به من گفته است که این تلاش بیفایده است و هیچ سودی برای تو ندارد.
ملولم خاطرم کند است این دم
ندارد این نفس مکرم کیایی
هوش مصنوعی: من احساس ناراحتی میکنم، زیرا این لحظه و این نفس، چیزی از ارزش و بزرگی وجودم به همراه ندارد.
سجود آورد و گریان گشت آن زن
که طفلانم مرند از بینوایی
هوش مصنوعی: زن به سجده افتاد و از شدت ناچاری و بیپولی گریه میکند که مبادا فرزندانش به زحمت بیفتند.
بسی بگریست پس عباس گفتش
همین را باش کاستاتر ز مایی
هوش مصنوعی: عباس به او گفت که این حالت را ادامه بده و به آن ابراز احساسات بپرداز، زیرا این نشاندهنده عمق احساسات توست و از ما بهتر نمیتواند این احساسات را برانگیزد.
دو عباسند با تو این دو چشمت
تلین القاسیین بالبکا
هوش مصنوعی: این دو چشم تو مانند دو عبا هستند که به خاطر اشکهایت در حالت عزا و سوگواری قرار گرفتهاند.
به آب دیده چون جنت توان یافت
روان شو چیز دیگر را چه پایی
هوش مصنوعی: با اشکهایت میتوانی به بهشت دست یابی، اما روح خود را آزاد کن تا از چیزهای دیگر رها شوی.
که آب چشم با خون شهیدان
برابر میروند اندر روایی
هوش مصنوعی: اشکهای ما با خون شهیدان مساوی است و هر کدام ارزش و داستان خود را دارند.
کسی را که خدا بخشید گریه
بیاموزید راه دلگشایی
هوش مصنوعی: به کسی که مورد بخشش خدا قرار گرفته است، یاد دهید که چگونه میتواند با گریه، احساساتش را آزاد کند و دلش را سبکتر کند.
بجز این گریه را نفعی دگر هست
ولی سیرم ز شعر و خودنمایی
هوش مصنوعی: غیر از این، گریه فایدهای دیگر دارد، اما من از شعر و نمایش خودم سیر شدهام.
ولیکن خدمت دل به ز گریهست
که اطلس میکند پنجه عبایی
هوش مصنوعی: اما خدمت به دل بهتر از گریه است، زیرا دل مانند پارچهای زیبا است که با عبای عشق زینت مییابد.
که دل اصل است و اشک تو وسیلت
که خشک و تر نگنجد در خدایی
هوش مصنوعی: دل، اصل و اساس همه چیز است و اشک تو، راهی است برای رسیدن به خداوند. در اینجا، نمیتوان خشکی و تری را به طور کامل در مفهوم خداوند محدود کرد.
خمش با دل نشین و رو در او نه
که از سلطان دل صاحب لوایی
هوش مصنوعی: به آرامی و با نرمی با دل خود صحبت کن و بر آن توجه کن، چون دل تو در دست کسی است که بر همه احساسات و عواطف تو تسلط دارد.