برگردان به زبان ساده
مرا در خنده میآرد بهاری
مرا سرگشته میدارد خماری
هوش مصنوعی: بهار با زیباییهایش مرا شاد و خوشحال میکند، اما در عین حال این شادی باعث میشود که دچار رویاپردازی و سرگشتگی شوم.
مرا در چرخ آوردهست ماهی
مرا بییار گردانید یاری
هوش مصنوعی: ماهی در زندگی من مانند قمر در آسمان میچرخد و من را تنها و بییار رها کرده است.
چو تاری گشتم از آواز چنگی
نوایش فاش و پیدا نیست تاری
هوش مصنوعی: وقتی که به مانند یک طناب شدم، صدای چنگی شنیدم که فراتر از صحبتها و زمزمههاست، اما خود آن صدا آشکار و نمایان نیست.
جهانی چون غباری او برانگیخت
که پنهان شد چو بادی در غباری
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که جهان مانند یک غبار است که بهطور ناگهانی برمیخیزد و سپس مانند بادی در میان غبار، ناپدید میشود.
حیاتی چون شرار آن شه برافروخت
که پنهان شد چو سوزی در شراری
هوش مصنوعی: وجودی چون شعله، آن شاه را روشن کرد، به طوری که همچون آتشی پنهان شد و در دل شعلهای نهان گشت.
جمال گلستان آن کس برآراست
که پنهان شد چو گل در جان خاری
هوش مصنوعی: زیبایی و طراوت گلستان به آن شخص مربوط میشود که در برابر درخت خاری پنهان شده است، درست مانند گل که درون شاخسار خاری نهفته است.
دلم گوید که ساقی را تو میگو
که جانم مست آن باقی است باری
هوش مصنوعی: دل مرا میگوید که به ساقی بگویی، چون جانم هنوز به یاد آن باقی است و تحت تاثیر آن مستی است.
دلم چون آینه خاموش گویاست
به دست بوالعجب آیینه داری
هوش مصنوعی: دل من مانند یک آینه خاموش، اما سرشار از گفت و گو و احساسات است، و تو هنر آینهداری را به خوبی در دست داری.
کز او در آینه ساعت به ساعت
همیتابد عجب نقش و نگاری
هوش مصنوعی: از او، هر ساعت در آینه، تصویر و نقشی شگفتانگیز و زیبایی نقش میبندد.