برگردان به زبان ساده
نگارا تو در اندیشه درازی
بیاوردی که با یاران نسازی
هوش مصنوعی: ای محبوب، تو در فکر و اندیشهای عمیق فرو رفتهای که باعث شدهای با دوستان و یارانت نتوانی هماهنگ شوی.
نه عاشق بر سر آتش نشیند
مگر که عاشقی باشد مجازی
هوش مصنوعی: فردی که عاشق است، بر روی آتش نمینشیند مگر اینکه عشق او حقیقی و عمیق باشد.
به من بنگر که بودم پیش از این عشق
ز عالم فارغ اندر بینیازی
هوش مصنوعی: به من نگاه کن که قبل از این عشق، از دنیا جدا و بینیاز بودم.
قضا آمد بدیدم ماه رویی
گرفتم من سر زلفش به بازی
هوش مصنوعی: یک روز فرصتی فراهم آمد و من با دیدن زیبایی چهرهای چون ماه، به بازی با موهای او مشغول شدم.
گناه این بود افتادم به عشقی
چو صد روز قیامت در درازی
هوش مصنوعی: این شعر بیان میکند که گرفتار عشقی شدهام که به اندازهی یکصد روز قیامت طولانی و سخت است. به معنای دیگر، عشق من چنان عمیق و دشوار است که احساس میکنم با گذشت زمان، هیچ پایانی ندارد و این وضعیت مرا به شدت آزار میدهد.
ز خونم بوی مشک آید چو ریزد
شهید شرمسارم من ز غازی
هوش مصنوعی: از خون من بویی شبیه مشك به مشام میرسد زمانی كه شهید به خاک میافتد و من از این موضوع احساس شرم میکنم به خاطر قهرمانان.
نصیحت داد شمس الدین تبریز
که چون معشوق ای عاشق ننازی
هوش مصنوعی: شمس الدین تبریز به عاشق توصیه کرد که مانند معشوق خود ناز نکند.