برگردان به زبان ساده
دلا چون واقف اسرار گشتی
ز جمله کارها بیکار گشتی
هوش مصنوعی: ای دل، چون به رازهای زندگی آگاه شدی، دیگر از تمام کارها بینیاز گشتی.
همان سودایی و دیوانه میباش
چرا عاقل شدی هشیار گشتی
هوش مصنوعی: تو همان شخص دیوانه و شیفته هستی، پس چرا به خودت میگویی که عاقل شدهای و هشیار گشتهای؟
تفکر از برای برد باشد
تو سرتاسر همه ایثار گشتی
هوش مصنوعی: اگر با فکر و تدبیر عمل کنی، در واقع به نفع خودت خواهد بود و تمام وجودت را وقف خدمت به دیگران کردهای.
همان ترتیب مجنون را نگه دار
که از ترتیبها بیزار گشتی
هوش مصنوعی: همانطور که مجنون رفتار میکرد، تو هم همان را ادامه بده، چون از نظم و ترتیبهای معمولی کلافه شدهای.
چو تو مستور و عاقل خواستی شد
چرا سرمست در بازار گشتی
هوش مصنوعی: وقتی که تو خواستی هم عاقل و هم پنهان باشی، چرا در کجای شوق و شادی به بازار رفتی و به خُود باختی؟
نشستن گوشه ای سودت ندارد
چو با رندان این ره یار گشتی
هوش مصنوعی: نشستن در کنار و بیتحرکی فایدهای ندارد، زمانی که با رفقای خود در این مسیر دوست شدی.
به صحرا رو بدان صحرا که بودی
در این ویرانهها بسیار گشتی
هوش مصنوعی: به دشت برو، به همان دشت که در این ویرانهها خیلی گشتی و تجربههایی به دست آوردی.
خراباتی است در همسایه تو
که از بوهای می خمار گشتی
هوش مصنوعی: در همسایگی تو شخصی وجود دارد که به خاطر عطرهای مستکنندهاش، تو نیز تحت تأثیر قرار گرفتی و حالت دگرگون شده است.
بگیر این بو و میرو تا خرابات
که همچون بو سبک رفتار گشتی
هوش مصنوعی: برو و این رایحه را بپذیر و به مکانی برو که در آن آزادی و خوشی وجود دارد، زیرا تو نیز مانند این بو، سبک و رها شدهای.
به کوه قاف رو مانند سیمرغ
چه یار جغد و بوتیمار گشتی
هوش مصنوعی: به مانند سیمرغ که به قلهی کوه قاف میرود، تو نیز در پی یار خود، خود را با پرندگانی همچون جغد و بوتیمار محاصره کردهای.
برو در بیشه معنی چو شیران
چه یار روبه و کفتار گشتی
هوش مصنوعی: به جنگل معنی برو و مانند شیرها قوی و شجاع باش، نه اینکه مانند یک کفتار ضعیف و ترسو باشی.
مرو بر بوی پیراهان یوسف
که چون یعقوب ماتم دار گشتی
هوش مصنوعی: به پیراهن یوسف نزدیک نشو، چون یعقوب که به خاطر او غمگین و ماتمدار شده است.