برگردان به زبان ساده
ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی
تا رخت گشادی و دکان بازکشیدی
هوش مصنوعی: ای دل، در این اوضاع بد و غارت و نابودی چه چیزی را مشاهده کردی که از آن جدا شدی و زندگیت را دوباره آغاز کردی؟
چون جولهه حرص در این خانه ویران
از آب دهان دام مگس گیر تنیدی
هوش مصنوعی: حرص و طمع مانند کمربند دور این خانه خراب و ویران پیچیده شده است و به مانند دام مگس، فقط روح و جان آدم را درگیر میکند.
از لذت و از مستی این دانه دنیا
پنداشت دل تو که از این دام رهیدی
هوش مصنوعی: دل تو از شادی و سرخوشی، فکر میکند که از این دنیا و زرق و برق آن آزاد شده است.
در سیل کسی خانه کند از گل و از خاک
در دام کسی دانه خورد هیچ شنیدی
هوش مصنوعی: در طوفان کسی نمیتواند در خانهای ساخته شده از گل و خاک بماند، و هیچکس در دام دیگری نمیتواند از دانهای بهرهمند شود. آیا تا به حال چیزی از این دست شنیدهای؟
ای دل ببر از دام و برون جه تو به هنگام
آن سوی که در روضه ارواح دویدی
هوش مصنوعی: ای دل، از این مشکلات و گرفتاریها بیرون بیا و به سوی آنجا برو که روحها در آنجا به آرامش میرسند.
ای روح چو طاووس بیفشان تو پر عقل
یا یاد نداری تو که بر عرش پریدی
هوش مصنوعی: ای روح، مانند طاووس زیبایی خود را به نمایش بگذار! آیا تو بدون درک و عقل، نمیدانی که چگونه به عرش پرواز کردی؟
از عرش سوی فرش فتادی و قضا بود
دادی تو پر خویش و دو سه دانه خریدی
هوش مصنوعی: تو از بلندای آسمان به زمین آمدی و تقدیر این بود که بخشی از وجودت را به کار ببری و چند چیز جزئی را به دست آوری.
چون گرسنه قحط در این لقمه فتادی
گه لب بگزیدی و گهی دست خلیدی
هوش مصنوعی: وقتی که قحطی به سراغت آمد و گرسنه شدی، گاهی لب خود را میگزی و گاهی دستت را میمکید.
کو همت شاهانه نه زان دایه دولت
زان شیر تباشیر سعادت بمزیدی
هوش مصنوعی: انسانی با اراده و عزم قوی به دنبال موفقیت و سعادت است و این موفقیت نه تنها وابسته به حمایت و امکاناتی که از دیگران دریافت میکند، بلکه به تلاش و همت خود او نیز بستگی دارد.
آن خوی ملوکانه که با شیر فرورفت
والله که نیامیزد با خون و پلیدی
هوش مصنوعی: خوی ملوکانه و نجابت که مانند شیر در وجود او وجود دارد، هرگز با خون و پلیدی در هم نمیآمیزد.
آن شاه گل ما به کف خویش سرشتهست
آن همت و بختش ز کف شاه چشیدی
هوش مصنوعی: دوست گرانقدر ما، گل زیبایی را در دستان خود دارد که خود او را به کمال رسانده است. اراده و خوش شانسی او به گونهای است که از دست پادشاهی دیگر به او رسیده و او این نعمتها را به دست آورده است.
والله که در آن زاویه کاوراد الست است
آموخت تو را شاه تو شیخی و مریدی
هوش مصنوعی: واقعا که در آن مکان دور از جهان، حقیقت وجود را به تو آموختند. تو در آن جا به مقام خاصی رسیدی و نسبت میان معلم و شاگرد را یاد گرفتی.
آموخت تو را که دل و دلدار یکی اند
گه قفل شود گاه کند رسم کلیدی
هوش مصنوعی: آموختی که دل و معشوق یکی هستند، گاهی قفل میشود و میتواند رمزگشایی شود.
گه پند و گهی بند و گهی زهر و گهی قند
گه تازه و برجسته گهی کهنه قدیدی
هوش مصنوعی: گاهی نصیحت میکند، گاهی انسان را به بند میکشد، گاهی تلخی و زهر به او میدهد و گاهی شیرینی و خوشی را به او میچشاند. برخی وقتها تازه و پررنگ جلوه میکند و زمانهایی دیگر کهنه و فرسوده به نظر میرسد.
ای سیل در این راه تو بالا و نشیب است
تلوین برود از تو چو در بحر رسیدی
هوش مصنوعی: ای سیل، در این مسیر هم بلندی وجود دارد و هم پستی. زمانی که به دریا میرسی، به تو رنگ و بویی خاص میدهد.
ای خاک از این زخم پیاپی تو نژندی
وی چرخ از این بار گران سنگ خمیدی
هوش مصنوعی: ای زمین، از این زخمهای مکرر تو رنج میکشی و ای چرخ فلک، به خاطر این بار سنگین، خم شدهای.
ای بحر حقایق که زمین موج و کف توست
پنهانی و در فعل چه پیدا و پدیدی
هوش مصنوعی: ای دریای حقیقت، که زمین در تو مانند موج و کف است، تو در خفا و نهان هستی، اما در اعمال و کارهایت کاملاً نمایان و مشهودی.
ای چشمه خورشید که جوشیدی از آن بحر
تا پرده ظلمات به انوار دریدی
هوش مصنوعی: ای چشمه نور خورشید، تو که از خود نور افشانی کردی و دریاها را روشن ساختی تا جایی که تاریکیها را نیز شکافتی و به روشنی آوردی.
هر خاک که در دست گرفتی همه زر شد
شد لعل و زمرد ز تو سنگی که گزیدی
هوش مصنوعی: هر خاکی که به دست میگیری به طلا تبدیل میشود؛ هر سنگی که انتخاب کنی به جواهراتی چون لعل و زمرد تبدیل میشود.
بس تلخ و ترش از تو چو حلوا و شکر شد
بگزیده شد آن میوه که او را بگزیدی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که طعم تلخ و ترش زندگی به شیرینی و لذت شبیه حلوا و شکر تبدیل شده است، اما میوهای که به آن اشاره میشود، انتخاب شده و حالا از آن دست کشیده شده است. در واقع، این به تأثیر انتخابها و نتایج آنها در زندگی اشاره دارد.
شاگرد کی بودی که تو استاد جهانی
این صنعت بیآلت و بیکف ز کی دیدی
هوش مصنوعی: تو کی هستی که در این هنر بزرگ استاد جهانی باشی، در حالی که حتی نیازی به ابزار و وسیله نداری؟ آیا از کی و کجا این مهارت را آموختهای؟
چون مرکب جبریلی و از سم تو هر خاک
سبزه شود آخر ز چه کهسار چریدی
هوش مصنوعی: صدای تو مانند مرکب جبریل است و از پاهای تو هر خاکی سبز و بارور میشود. پس به چه دلیل از کوهها به چرا رفتم؟
خامش کن و یاد آور آن را که به حضرت
صد بار از این ذکر و از این فکر بریدی
هوش مصنوعی: سکوت کن و به یاد بیاور کسی که صد بار از این ادعا و این تفکر فاصله گرفته است.