برگردان به زبان ساده
هم پهلوی خم سر نه، ای خواجهٔ هرجایی
پرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی
هوش مصنوعی: ای خواجهٔ سرگشته، از درستی و هشیاری پرهیز کن و خود را با آدمهای شلوغ و بیخبر درگیر نکن. در برابر حقیقت سر فرود نیاور و تطهیر کن.
هشیار به سگ ماند جز جنگ نمیداند
تو جنس سگ کهفی از جنگ مبرایی
هوش مصنوعی: هشیار مانند یک سگ است که تنها از جنگ و نزاع آگاهی دارد و نمیتواند به جز درگیریها چیز دیگری بداند. تو هم همچون آن سگ، از میدان جنگ و نزاع جدا نمیافتی.
سر بر در خمخانه زد آن سگ فرزانه
چون دید در آن درگه شکر و شکرافزایی
هوش مصنوعی: سگ حکیم و دانا، بر در خانه ی شراب رفت و چون زیبایی و شیرینی آنجا را دید، با شگفتی به در کوبید.
بیرون مرو ای خواجه زین صورت دیباچه
این جاست تماشاها تو مرد تماشایی
هوش مصنوعی: ای دوست، از این دنیای زیبا دور نشو، چون اینجا جایی است برای تماشای زیباییها. تو خود یک تماشاچی برجسته و ویژهای.
بس مست طرب خورده آهنگ برون کرده
در سرکه درافتاده آن خوش لب حلوایی
هوش مصنوعی: دوست خوشصدا، سرگوشی مشغول آواز و شادی است و او که سرش مستی و شوق دارد، حالا در حالی است که در میوه تازه و خوشمزهای غوطهور شده است.
سر پهلوی آن خم نه کوزه به بر خم به
بجهی به سوی او جه ای مست علالایی
هوش مصنوعی: دستوراتی که به آن اشاره شده، به نوعی میگوید که در کنار ظرفی خمیده، کوزهای قرار دارد و این تصویر به ما حس نزدیکی و ارتباطی را میدهد. در این بین، شخصی مست و شاداب به سوی آن کوزه مینگرد و این حال و هوا به طور کلی حس سرخوشی و از خود بیخود شدن را به تصویر میکشد.