برگردان به زبان ساده
ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی
در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی
هوش مصنوعی: ای شادمانی، آن روزی که از راه تو بازگردی، جانم مانند ماه در آسمان روشن خواهد شد.
زان ماه پرافزایش آن فارغ از آرایش
این فرش زمینی را چون عرش بیارایی
هوش مصنوعی: از آن ماهی که پیوسته در حال رشد است، خود را از روشهای ظاهری رها کن و این زمین را به زیبایی آسمان تزئین کن.
بس عاقل پابسته کز خویش شود رسته
بس جان که ز سر گیرد قانون شکرخایی
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد عاقل هستند که از خودشان رها میشوند و به حالتهای بهتر و بالاتری دست مییابند. همچنین، روحهای زیادی هستند که با آگاهی و عشق، قوانین و اصولی را دنبال میکنند که منجر به خوشحالی و شادی آنها میشود.
زین منزل شش گوشه بیمرکب و بیتوشه
بس قافله ره یابد در عالم بیجایی
هوش مصنوعی: در اینجا به یک مکان خاص و بدون امکانات اشاره شده است که با وجود عدم وجود وسایل و لوازم، قافلهای میتواند در جهانی بدون مکان و مقصد حرکت کند. به نوعی، این بیت نشاندهنده سفر در زندگی و تلاش برای یافتن راهی در جهانی بهظاهر خالی و بیهدف است.
روشن کن جان من تا گوید جان با تن
کامروز مرا بنگر ای خواجه فردایی
هوش مصنوعی: ای جان من را روشن کن تا جانم با بدنم بگوید که امروز مرا نگاه کن ای آقا، فردا چه خواهد شد.
تو آبی و من جویم جز وصل تو کی جویم
رونق نبود جو را چون آب بنگشایی
هوش مصنوعی: تو مانند آب هستی و من مانند جویی که تنها با وصالت زنده میشود. جز وصل تو، هیچ چیز دیگری برای جویای زندگی و رونق نمییابم. جوی بدون آب، زندگیاش بیمعناست.
ای شاد تو از پیشی یعنی ز همه بیشی
والله که چو با خویشی از خویش نیاسایی
هوش مصنوعی: ای شاد و خرم، تو از همه افرادی که میشناسی بهتر و برتر هستی، به خدا قسم که حتی وقتی با نزدیکان خود هستی، از آنها جدا نمیشوی و همواره در کنارشان خواهی بود.
در جستن دل بودم بر راه خودش دیدم
افتاده در این سودا چون مردم صفرایی
هوش مصنوعی: در تلاش برای یافتن دل خود بودم و در مسیرم متوجه شدم که مانند مردمی از صفر، به این خیال افتادهام.
شمس الحق تبریزی پالود مرا هجرت
جز عشق نبینی گر صد بار بپالایی
هوش مصنوعی: شمس الحق تبریزی مرا از هر آلودگی پاک کرده است و تنها چیزی که در این سفر درک میکنم عشق است و اگر بارها هم پاک شوم، باز همین حقیقت باقی خواهد ماند.