برگردان به زبان ساده
ای پرده در پرده بنگر که چهها کردی
دل بردی و جان بردی این جا چه رها کردی
هوش مصنوعی: به دقت به اوضاع نگاه کن که چه کارهایی انجام دادهای؛ تو که دل و جانت را از دست دادهای، اینجا چه چیزهایی را رها کردهای؟
خورشید جهانی تو سلطان شهانی تو
بیهوشی جانی تو گیرم که جفا کردی
هوش مصنوعی: تو خورشید جهانی و پادشاه تمام هستی، جان من بیخبر از عشق تو در حال سرگشتگی است. فرض میکنم که به من ظلم کردهای.
هم عاقبت ای سلطان بردی همه را مهمان
در بخشش و در احسان حاجات روا کردی
هوش مصنوعی: ای سلطان، تو با بخشش و احسان خود همه را مهمان کردی و نیازهایشان را برآورده ساختی.
هر سنگ که بگرفتی لعل و گهرش کردی
هر پشه که پروردی صد همچو هما کردی
هوش مصنوعی: هر سنگی را که برداشتید، تبدیل به لعل و گوهر کردید و هر پشهای که پرورش دادید، به اندازهی صد هما (پرندهای زیبا و بزرگ) بزرگ و ارزشمند کردید.
یک طایفه را ای جان منشور خطا دادی
یک قافله را ناگه اصحاب صفا کردی
هوش مصنوعی: ای جان، تو گروهی را به اشتباهات رهنمون کردی و ناگهان قافلهای را پاک و نیکو ساختی.
آثار فلکها را اجزای زمین کردی
اجزای زمینها را در لطف سما کردی
هوش مصنوعی: تو نشانههای آسمانها را در اجزای زمین نشان دادی و اجزای زمین را در رحمت و مهربانی آسمانی قرار دادی.
پس من ز چه بشناسم از چرخ زمینها را
چون قاعده بشکستی وز درد دوا کردی
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از زمین و حرکت آن چیزی بفهمم، وقتی که اصول و قوانین را شکستهای و درد را با درمانی رفع کردهای؟