برگردان به زبان ساده
لعل لبش داد کنون مر مرا
آنچ تو را لعل کند مر مرا
هوش مصنوعی: لبان سرخ او اکنون به من عطا میشود، آنچه که لبان تو به من میدهد.
گلبن خندان به دل و جان بگفت
برگ منت هست به گلشن برآ
هوش مصنوعی: گلابی شاداب و سرزنده به قلب و جانش گفت: برای حضور در باغ، برگی از محبت لازم است.
گر نخریدهست جهان را ز غم
مژده چرا داد خدا کهاشتری؟
هوش مصنوعی: اگر جهان را هنوز از درد و غم خریداری نکردهای، پس چرا خدا به تو خبری خوش داده است که تو مالک این دنیا هستی؟
در بن خانهست جهان تنگ و منگ
زود برآیید به بام سرا
هوش مصنوعی: جهان درون خانه کوچک و شلوغ است، بیدرنگ بر روی بام بیرون بیایید.
صورت اقبال شکرریز گفت
شکر چو کم نیست شکایت چرا
هوش مصنوعی: صورت خوشبختی و سعادت لبخند بر لب دارد و میگوید: وقتی کمبودی نیست، چرا باید از چیزها شکایت کنیم؟
ساغر بر دست خرامان رسید
فخر من و فخر همه ماورا
هوش مصنوعی: جامی که در دستان زیبای او قرار دارد، باعث افتخار من و همهی موجودات فراتر از این جهان است.
جام مباح آمد هین نوش کن
باز ره از غابر و از ماجرا
غابر یعنی آنچه گذشته، باز ره یعنی رها شو
ساغر اول چو دود بر سرت
سجده کند عقل جنون تو را
هوش مصنوعی: وقتی که لیوان نخستین به حالت دودی بر سرت سجده میکند، عقل تو در برابر جنون و عشق تو تسلیم میشود.
فاش مکن فاش تو اسرار عرش
در سخنی زاده ز تحت الثری
هوش مصنوعی: رازهای آسمانی را در کلام خود آشکار نکن، چرا که این سخن از عمق زمین نشأت گرفته است.