برگردان به زبان ساده
بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری
زهی صورت بدان صورت نمیمانی که هر باری
هوش مصنوعی: به نام تو چیزی نمیگویم، زیرا تو آنی نیستی که همیشه به همان شکل که هستی باقی بمانی. هر بار که به تو نگاه میکنم، تغییر کردهای و دیگر آن تصویر قبلی را ندارم.
بسوزد دل اگر گویم همان دلدار پیشینی
بسوزد جان اگر گویم همان جانی که هر باری
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از محبوب گذشتهام بگویم، دل من آتش میگیرد و اگر از جان عزیزم حرف بزنم، جان من دچار سوختگی میشود.
فلک هم خرقه ازرق بدرد زود تا دامن
اگر تو آستین زان سان برافشانی که هر باری
هوش مصنوعی: آسمان نیز به زودی از غم و اندوه خسته میشود، اما اگر تو زودتر دستانت را به سوی آسمان دراز کنی و آن را به نمایش بگذاری، هر بار که این کار را بکنی، تأثیرش را خواهی دید.
زهی خلوت زهی شاهی مسلم گشت آگاهی
اگر زان سان من و ما را برون رانی که هر باری
هوش مصنوعی: چه خلوتی چه سلطنتی! اگر من و تو را به این شکل از هم دور کنی، آگاهی پیدا میکنم.
بنال ای بلبل بیخود که سوز دیگر آوردی
بدان دم نامه گل را نمیخوانی که هر باری
هوش مصنوعی: ای بلبل، بیسبب و بیاختیار، ناله کن که درد و رنج جدیدی پدید آمده است. در این هنگام، تو به گل نیندیشیدهای و نامهاش را نمیخوانی، در حالی که هر بار که به این سراغ میروی، احوال او را نمیدانی.