برگردان به زبان ساده
گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی
وگر یارم فقیرستی ز زر فارغ چه غم بودی
هوش مصنوعی: اگر من پول و ثروت داشتم، دوستیام چه کمکی میکرد و اگر دوست من بیپول باشد، چرا باید نگران باشم؟
خدایا حرمت مردان ز دنیا فارغش گردان
از آن گر فارغستی او ز پیش من چه کم بودی
هوش مصنوعی: خدایا، به مردانتان که از دنیا جدا شدهاند، احترام بگذار و اگر خودت از این دنیا رها هستی، چرا او از پیش من کم ارزشتری شده است؟
نگارا گر مرا خواهی وگر همدرد و همراهی
مکن آه و مخور حسرت که بختم محتشم بودی
هوش مصنوعی: ای محبوب، اگر مرا میخواهی یا میخواهی همدرد و همراه من باشی، آه و افسوس نکن و حسرت به دل راه نده، زیرا سرنوشتم از این بهتر بود.
بتا زیبا و نیکویی رها کن این گدارویی
اگر چشم تو سیرستی فلک ما را حشم بودی
هوش مصنوعی: ای معشوقه زیبا و دلانگیز، اگر چشمت سیراب باشد و به تماشای زیباییها مشغول، این دنیای گذران را رها کن و به ما بپیوند. اگر از زیبایی تو بهرهمند شویم، به راستی زندگیمان زیباتر خواهد شد.
ز طمع آدمی باشد که خویش از وی چو بیگانه است
وگر او بیطمع بودی همه کس خال و عم بودی
هوش مصنوعی: انسان به خاطر طمع و خواستههای خود، خود را از دیگران جدا میداند، در حالی که اگر او بیطمع بود، همه افراد را مانند یکدیگر و نزدیک به خود میدید.
بیا چون ما شو ای مه رو نه نعمت جو نه دولت جو
گر ابلیس این چنین بودی شه و صاحب علم بودی
هوش مصنوعی: بیا مانند ما باش ای زیبای دلربا، نه به دنبال نعمت و مال باش و نه به دنبال مقام و قدرت. اگر ابلیس هم چنین میبود، حاکم و عالم میشد.
از ابلیسی جدا بودی سقط او را ثنا بودی
جفا او را وفا بودی سقم او را کرم بودی
هوش مصنوعی: تو از ابلیس فاصله داشتی، چرا که در حقیقت او را ستایش میکردی. بیرحمی او را به عنوان وفا میدیدی و بیماریاش را با سخاوت معنوی درک میکردی.
زهی اقبال درویشی زهی اسرار بیخویشی
اگر دانستیی پیشت همه هستی عدم بودی
هوش مصنوعی: به چه خوششانسی است درویش که از نیازها و وابستگیها آزاد است! اگر میدانستی که در این حالت، همه چیز در دست توست و فقط توهّم عدم وجود دارد، زندگیات دگرگون میشد.
جهانی هیچ و ما هیچان خیال و خواب ما پیچان
وگر خفته بدانستی که در خوابم چه غم بودی
هوش مصنوعی: جهان چیزی بیشتر نیست و ما هم فقط در حال خیال و خواب هستیم. اگر کسی متوجه شود که در خواب چه درد و غمی داریم، حتماً نگران خواهد شد.
خیالی بیند این خفته در اندیشه فرورفته
وگر زین خواب آشفته بجستی در نعم بودی
هوش مصنوعی: شخصی در خواب و اندیشه عمیق فرو رفته است و اگر از این خواب آشفته بیدار شود، زندگیاش بهتر و سرشار از نعمت خواهد بود.
یکی زندان غم دیده یکی باغ ارم دیده
وگر بیدار گشتی او نه زندان نی ارم بودی
هوش مصنوعی: یکی در غم و اندوه به سر میبرد و دیگری در خوشی و نعمت به سر میبرد. اگر تو هم بیدار و آگاه باشی، نه تنها آن غم زندان تو نیست، بلکه بهشت هم در دنیای تو معنا پیدا میکند.