برگردان به زبان ساده
آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی
غم نخورد از آنک تو روی بر او ترش کنی
هوش مصنوعی: او به طور مداوم به سختیها و زجرها دست میزند اما از آنها ناراحت نمیشود، چرا که میداند اگر تو با دشواری به او نگاه کنی، او همچنان با تحمل و صبوری به زندگیاش ادامه میدهد.
می چو در او عمل کند رقص کند بغل زند
ز آنک نهاد در بغل خاص عقیق معدنی
هوش مصنوعی: اگر می در دل کسی اثر کند، او نیز به شادی و رقص در میآید و با عشق به دیگران نزدیک میشود، زیرا که این احساس عمیق و خاصی است که در وجودش شکل گرفته است.
مرد قمارخانهام عالم بیکرانهام
چشم بیار در رخم بنگر پیش روشنی
هوش مصنوعی: من شخصی هستم که در قمارخانه زندگی میکنم و به دنیای وسیع و بیپایان تعلق دارم. نگاهت را به چهرهام بیفکن و ببین که چه روشنی در خود دارم.
ننگرد او به رنگ تو غم نخورد ز جنگ تو
خواجه مگر ندیدهای ملک و مقام ایمنی
هوش مصنوعی: او به ظاهر تو نگاه نمیکند و از نبرد تو غمگین نمیشود؛ آقای من، آیا واقعاً تو ملک و مقام امن را ندیدهای؟
هیچ عسل ترش شود سرکه اگر ترش رود
از پی آب کی هلد روغن طبع روغنی
هوش مصنوعی: هیچ عسلی نمیتواند ترش شود و به سرکه تبدیل شود، مگر اینکه از آب ترش پیروی کند. مانند روغن که در طبیعت خود خاصیت چرب بودن دارد.
من که در آن نظارهام مست و سماع بارهام
لیک سماع هر کسی پاک نباشد از منی
هوش مصنوعی: من در حال تماشا هستم و در شوقی عمیق غرقم، اما لازم نیست که همه کس از حال و هوای من آگاه باشد.
هست سماع ما نظر هست سماع او بطر
لیک نداند ای پسر ترک زبان ارمنی
هوش مصنوعی: ما از تماشای زیبایی او لذت میبریم و این لذت ما شبیه به مستی است؛ اما او، پسر ارمنی، این احساس ما را درک نمیکند.
در تک گور مؤمنان رقص کنان و کف زنان
مست به بزم لامکان خورده شراب مؤمنی
هوش مصنوعی: در گورهای مؤمنان، آنها با شادی و رقص و شادی کف میزنند، در حالی که در بزم بینهایت مشغول نوشیدن شراب هستند و حال خوشی دارند.
پیش تو است این دم او مینبری ز یار بو
مینگری تو سو به سو پله چشم میزنی
هوش مصنوعی: در این لحظه که در نزد تو هستم، تو به یار خود فکر نمیکنی و تنها به اطراف نگاه میکنی و مدام چشمت را به این سو و آن سو میچرخی.