برگردان به زبان ساده
باز ترش شدی مگر یار دگر گزیدهای
دست جفا گشادهای پای وفا کشیدهای
هوش مصنوعی: به نظر میرسد دلتنگی و ناراحتی تو به خاطر این است که شاید شخص دیگری را در زندگیات انتخاب کردهای. در این حال، تو از محبت و وفا فاصله گرفتهای و در واقع به کسی که به او وفادار بودی، بیرحمی کردهای.
دوش ز درد دل مها تا به سحر نخفتهام
ز آنک تو مکر دشمنان در حق من شنیدهای
هوش مصنوعی: شب گذشته به خاطر درد دل و رنجی که دارم، تا صبح نخوابیدم. زیرا شنیدهام که تو از مکر و نیرنگ دشمنان علیه من آگاهی پیدا کردهای.
ای دم آتشین من خیز توی گواه دل
ای شب دوش من بیا راست بگو چه دیدهای
هوش مصنوعی: ای جان پرشور من، تو را میطلبم تا گواهی بر دل من باشی. ای شب گذشته، بیا و راست بگو چه چیزهایی را دیدهای.
آینهای خریدهای مینگری به روی خود
در پس پرده رفتهای پرده من دریدهای
هوش مصنوعی: تو آینهای خریدهای و به چهرهات نگاه میکنی، اما در واقع همچون پردهای از من دور شدهای و پردههای احساسات من را پاره کردهای.
عقل کجا که من کنون چاره کار خود کنم
عقل برفت یاوه شد تا تو به من رسیدهای
هوش مصنوعی: عقل چه ارتباطی دارد که من اکنون بخواهم برای خودم تدبیر کنم؟ عقل عملاً رفته و بیفایده شده است، تا زمانی که تو به من رسیدهای.
لعبت صورت مرا دوختهای به جادوی
سوزنهای بوالعجب در دل من خلیدهای
هوش مصنوعی: تو با جادو و سوزنهای شگفتانگیزت، تصویر مرا به گونهای به هم دوختهای که در دل من ریشه دواندهای و جایی خاص از آن را تسخیر کردهای.
بر در و بام دل نگر جمله نشان پای توست
بر در و بام مردمان دوش چرا دویدهای
هوش مصنوعی: در تمام در و بامهای دل، نشانههایی از تو دیده میشود. چرا دیشب به سرعت از کنار خانهها گذشتی؟
هر کی حدیث میکند بر لب او نظر کنم
از هوس دهان تو تا لب کی گزیدهای
هوش مصنوعی: هر کسی که در مورد عشق و عاشقی صحبت میکند، من به او نگاه میکنم و به این فکر میکنم که از لحن و حرفهایش چه مقدار به تو، و به لبانت، نزدیک است.
تهمت دزد برنهم هر کی دهد نشان تو
کاین ز کجا گرفتهای وین ز کجا خریدهای
هوش مصنوعی: اگر کسی از من بپرسد که این نشانهها و چیزهایی که داری از کجا آوردهای و از کجا خریدهای، من بدون ترس از تهمت دزدی پاسخ میدهم.