برگردان به زبان ساده
بانگی عجب از آسمان در میرسد هر ساعتی
مینشنود آن بانگ را الا که صاحب حالتی
هوش مصنوعی: هر لحظه صدای عجیبی از آسمان به گوش میرسد، اما تنها کسانی که حال خاصی دارند، این صدا را میشنوند.
ای سر فروبرده چو خر زین آب و سبزه بس مچر
یک لحظهای بالا نگر تا بوک بینی آیتی
هوش مصنوعی: ای کس که سر خود را پایین انداختهای و مانند الاغ در میان آب و چمن غرق شدهای، یک لحظه سر خود را بالا بیاور و نگاه کن تا ببینی نشانهای از زیبایی و عظمت وجود دارد.
ساقی در این آخرزمان بگشاد خم آسمان
از روح او را لشکری وز راح او را رایتی
هوش مصنوعی: در این دوران آخر، ساقی به مانند کسی که درب آسمان را باز کرده است، موجب رهایی روح میشود و از وجود او لشکری به وجود میآید و از راه او، پرچمی بر افراشته میشود.
کو شیرمردی در جهان تا شیرگیر او شود
شاه و فتی باید شدن تا باده نوشی یا فتی
هوش مصنوعی: در دنیا باید کسی باشد که مانند شیر دل باشد و با قدرت و شجاعتش بتواند پادشاهی را به دست آورد. همچنین برای نوشیدن شراب و لذّت بردن از زندگی، باید جوانی دلیر و شجاع بود.
بیچاره گوش مشترک کاو نشنود بانگ فلک
بیچاره جان بیمزه کز حق ندارد راحتی
هوش مصنوعی: آن کسی که گوشش نمیشنود صداهای آسمان، واقعاً بیچاره است و آن روح بیمزهای که از شناسایی حقیقت ناتوان است، آرامش ندارد.
آخر چه باشد گر شبی از جان برآری یاربی
بیرون جهی از گور تن و اندر روی در ساحتی
هوش مصنوعی: نهایت چه خواهد شد اگر شبی از جان رها شوی، و از گور جسم خود خارج گردی و در محلی درخشان و وسیع قدم بگذاری؟
از پا گشایی ریسمان تا برپری بر آسمان
چون آسمان ایمن شوی از هر شکست و آفتی
هوش مصنوعی: وقتی از محدودیتها رها شوی و به اوج برسی، همچون آسمان از هر آسیبی در امان خواهی بود.
از جان برآری یک سری ایمن ز شمشیر اجل
باغی درآیی کاندر او نبود خزان را غارتی
هوش مصنوعی: برای فرار از مرگ، جان خود را فدای او کن و به بهشتی وارد شو که در آنجا هیچگونه نقصان و زوالی وجود ندارد.
خامش کنم خامش کنم تا عشق گوید شرح خود
شرحی خوشی جانپروری کان را نباشد غایتی
هوش مصنوعی: بگذار سکوت کنم تا عشق، داستان خود را بگوید. داستانی زیبا و زندگیبخش که هیچ انتهایی ندارد.