برگردان به زبان ساده
گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی
ور عقل از او آگه بدی از چشم جیحون آمدی
هوش مصنوعی: اگر از درختان باغ آگاه بودی، از ترسیدگی میباید خون گریه میکردی. و اگر از عقل مطلع بودی، از دیدن جریان جیحون میترسیدی.
گر سر برون کردی مهش روزی ز قرص آفتاب
ذره به ذره در هوا لیلی و مجنون آمدی
هوش مصنوعی: اگر روزی چهرهات را از پشت ابرها بیرون بیاوری، مانند تکهای از خورشید، در هر جا که بروی، مردم به یاد عاشقانی چون لیلی و مجنون به تو خواهند نگریست.
ور گنجهای لعل او یک گوشه بر پستی زدی
هر گوشه ویرانهای صد گنج قارون آمدی
هوش مصنوعی: اگر فقط یک گوشه از گنجهای ارزشمند او را در مکان پایینتری قرار دهی، در هر گوشه آن ویرانی، صدها گنج از قارون پیدا میشود.
نقشی که بر دل میزند بر دیده گر پیدا شدی
هر دست و رو ناشستهای چون شیخ ذاالنون آمدی
هوش مصنوعی: اگر آنچه در دل حک شده، بر چهرهات نمایان شود، حتی اگر با دست و صورت نشسته به سمت من بیایی، باز هم مانند شیخ ذاالنون خواهی بود.
ور سحر آن کس نیستی کو چشم بندی میکند
چون چشم و دل این جسم و تن بر سقف گردون آمدی
هوش مصنوعی: اگر آن شخص سحرآمیز نیست که میتواند چشمانت را زینت بخشد، باید بدانیم که چشمان و دل این جسم و وجود، به بلندی آسمان رسیدهاند.
ای خواجه نظاره گر تا چند باشد این نظر
ارزان بدی گر زین نظر معشوق بیرون آمدی
هوش مصنوعی: ای آقا، تا کی باید به این نگاه کردن ادامه دهی؟ آیا این نگاه ارزان و ساده است؟ اگر از این نگاه به معشوق برسی، چه خواهد شد؟
مهمان نو آمد ولی این لوت عالم را بس است
دو کون اگر مهمان شدی این لوت افزون آمدی
هوش مصنوعی: مهمان جدیدی آمده است و این نعمت و ثروت دنیا برای ما کافی است. اگر تو هم به جمع مهمانان افزوده شدی، این نعمت بیشتر خواهد شد.