برگردان به زبان ساده
ای از تو من برسته ای هم توام بخورده
هم در تو میگدازم چون از توام فسرده
هوش مصنوعی: ای که من از تو مستقل شدهام، هم تو در من نفوذ کردهای و هم من در تو ذوب میشوم، زیرا که من از تو خسته و پریشان شدهام.
گه در کفم فشاری گه زیر پا به هر غم
زیرا که مینگردد انگور نافشرده
هوش مصنوعی: گاهی فشار را در دستم احساس میکنم و گاهی هم آن را زیر پا میزنم، چرا که به هر غمی دقت میکنم؛ زیرا انگور فشرده، نمیچرخد.
چون نور آفتابی بر خاک ما فکندی
و آن گاه اندک اندک باز آن طرف ببرده
هوش مصنوعی: تو مانند نور آفتاب بر زمین ما تابیدی و سپس به آرامی به سوی دیگر رفتی.
از روزن تن خود چون نور بازگردیم
در قرص آفتابی پاک از گناه و خرده
هوش مصنوعی: از طریق وجود خود و از دنیای مادی بیرون بیاییم و به سوی نور و روشنی باشیم، مانند خورشید پاک و بیعیب، دور از خطاها و کوچکسازیها.
آن کس که قرص بیند گوید که گشت زنده
و آن کو به روزن آید گوید فلان بمرده
هوش مصنوعی: کسی که از دور یک چیز را ببیند، فکر میکند که آن زنده است و کسی که از نزدیک به آن نگاه کند، میفهمد که آن چیز مرده است.
در جام رنج و شادی پوشیده اصل ما را
در مغز اصل صافیم باقی بمانده درده
هوش مصنوعی: در ظرف زندگی اکثر ما، درد و خوشحالی به هم آمیخته است. اما در درون ما، حقیقت خام و صاف همچنان باقی مانده و ممکن است آسیبدیده باشد.
ای اصل اصل دلها ای شمس حق تبریز
ای صد جگر کبابت تا چیست قدر گرده
هوش مصنوعی: ای پادشاه دلها و روشنیبخش وجود، ای شمسالدین تبریزی! تو که ارزش و مقامت بیش از هر چیز دیگر است، چه رازی در دل تو نهفته است که آن را درک کنیم؟