برگردان به زبان ساده
دیدم نگار خود را میگشت گرد خانه
برداشته ربابی میزد یکی ترانه
هوش مصنوعی: دختر زیبای خود را دیدم که دور خانه میچرخید و در دستش عودهای بود که با آن ترانهای مینواخت.
با زخمهٔ چو آتش میزد ترانه خوش
مست و خراب و دلکش از بادهٔ مغانه
هوش مصنوعی: او با نواخت ساز، مثل آتش آهنگ زیبا و دلنشینی میخواند که مستی و شیدایی را به همراه داشته و یادآور شراب مغ لقب است.
در پردهٔ عراقی میزد به نام ساقی
مقصود باده بودش ساقی بُدش بهانه
هوش مصنوعی: در مجلس عراقی، کسی به نام ساقی به نوشیدن مشغول بود و بادهای که مورد نظرش بود، در دست داشت. اما بهانهای که او برای نوشیدن داشت، ساقی دیگری بود.
ساقی ماه رویی در دست او سبویی
از گوشهای درآمد بنهاد در میانه
هوش مصنوعی: نوشندهای با چهرهای زیبا، ظرفی پر از می را از گوشهای برداشت و در وسط قرار داد.
پر کرد جام اول زان بادهٔ مُشَعَل
در آب هیچ دیدی کآتش زند زبانه
جام نخست را از بادهٔ افروختهای پُر کرد که هیچ ندیده بود آتش در آب زبانه بکشد.
بر کف نهاده آن را از بهر دلستان را
آنگه بکرد سجده بوسید آستانه
هوش مصنوعی: آن فرد، آن چیز را برای دلبرانش بر زمین گذاشت و سپس به احترام آن، سجده کرد و آستانه را بوسید.
بستد نگار از وی اندرکشید آن می
شد شعلهها از آن می بر روی او دوانه
هوش مصنوعی: زیبایی چهره محبوب، جان او را تسخیر کرد و زمانی که آن می به صورتش ریخت، آتش شوری در قلبش برافروخت.
میدید حسن خود را میگفت چشم بد را
نی بود و نی بیاید چون من در این زمانه
کمال یا جمال خوب خود را مشاهده میکرد و می گفت؛ نظر بد از من دور باد،کسی مثل من در این روزگار نه بوده نه خواهد آمد