برگردان به زبان ساده
جستهاند دیوانگان از سلسله
ز آنک برزد بوی جان از سلسله
هوش مصنوعی: دیوانگان به خاطر اینکه بوی روح و جان را از زنجیره زندگی خود احساس کردهاند، از آن زنجیره گریختهاند.
نعرهها از عاشقان برخاسته
الامان و الامان از سلسله
هوش مصنوعی: فریادهای عاشقان بلند شده است و فریاد میزنند که کمک کنید و نجات بدهید.
جان مشتاقان نمیگنجد همی
در زمین و آسمان از سلسله
هوش مصنوعی: دلهای عاشقان دیگر جا نمیگیرد و به حدی شوق و اشتیاق دارند که فراتر از زمین و آسمان احساس میشود.
پیش لیلی میبرم من هر دمی
جان مجنون ارمغان از سلسله
هوش مصنوعی: هر لحظه که به حضور لیلی میروم، جان مجنون را به عنوان هدیهای از طرف خودم به او میآورم.
حلقههای عشق تو در گوش ماست
هوش ما را تو مران از سلسله
هوش مصنوعی: حلقههای عشق تو در گوش ماست، پس هوش ما را از این زنجیره نران.
فتنه بین کز سلسله انگیختی
فتنه را هم مینشان از سلسله
هوش مصنوعی: فتنهای که تو از نسل خود به راه انداختی، همان فتنه را هم میتوانی از نسل خود نشان دهی.
صد نشان بر پای جان از بند توست
گرچه جان شد بینشان از سلسله
هوش مصنوعی: پاهای جان ما به خاطر تو صد نشان دارد، هرچند جان بینشان شده است و از زنجیرهاش آزاد است.
شمس تبریزی مرادم زلف توست
گرچه کردم من بیان از سلسله
هوش مصنوعی: من هدفم و آرزوم زلف توست، هرچند که من به توصیف از این زنجیره پرداختهام.