برگردان به زبان ساده
ای بخاری را تو جان پنداشته
حبه زر را تو کان پنداشته
هوش مصنوعی: تو بخاری را که جان میپنداری و حبهای زر را که به عنوان گنج و گوهری ارزشمند در نظر میگیری، دچار اشتباه هستی.
ای فرورفته چو قارون در زمین
وی زمین را آسمان پنداشته
هوش مصنوعی: ای کسی که به عشق و ثروت مانند قارون در زمین خود فرورفتهای، در حالی که با کبر و غرور، زمین را به جای آسمان تصور میکنی.
ای بدیده لعبتان دیو را
لعبتان را مردمان پنداشته
ای کسانی که دیوان را خوش رو میبینید و گمان میکنید آن ها انسان های خوش روی اند.
ای کرانه رفته عشق از ننگ تو
ای تو خود را در میان پنداشته
هوش مصنوعی: ای کسی که عشق را از خود دور کردهای، تو که خود را در میان میپنداری.
ای گرفته چشمت آب از دود کفر
دود را نور عیان پنداشته
هوش مصنوعی: ای چشمان تو که از دیدن حقیقت غفلت کردهاند، گمان میکنی که تاریکی کفر چراغی روشن است و در واقع نور نیست.
ای ز شهوت در پلیدی همچو کرم
عاشقان را همچنان پنداشته
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر شهوت و پلیدی خود مانند کرم به نظر میرسی، عاشقان را همچنان در همین حالت میپنداری.
مستی شهوت نشان لعنت است
ای نشان را بینشان پنداشته
هوش مصنوعی: شهوت و تمایلات نفسانی، نمایانگر لعنت و نکوهش هستند. ای انسان، این نشانه را که بینشانه است، درست درک کن.
ای تو گندیده میان حرف و صوت
وی خدا را بیزبان پنداشته
هوش مصنوعی: تو که در میان کلمات و صداها گم شدهای، انگار که خداوند را بیزبان تصور کردهای.
ماهتابش میزند بر کوریت
ای تو مه را هم نهان پنداشته
هوش مصنوعی: نور ماه بر تاریکی تو میتابد، ای کسی که مه را نیز پنهان فرض کردهای.
هر چه گفتم خویشتن را گفتهام
ای تو هجو دیگران پنداشته
هوش مصنوعی: هر چه که من بیان کردهام، در واقع از درون خودم صحبت کردهام و اگر تو این را بیادبی دیگران تصور کنی، اشتباه میکنی.