برگردان به زبان ساده
تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
هر زمان گوید که چونی ای دل بیچون شده
هوش مصنوعی: عشق آن معشوق باعث شده که دل همیشه غمگین و مجروح باشد و هر بار او از دل بگوید که حالش چگونه است، در حالی که دل دیگر هیچ چیزی نمیگوید و بیصداست.
دم به دم او کف خود را از دلم پرخون کند
تا ز دست دست او خون دلم جیحون شده
هوش مصنوعی: هر لحظه او با دستانش قلب مرا پر از درد و خون میکند، تا اینکه از شدت این زخمها، خون دلم به اندازهی یک رود بزرگ جریان پیدا کند.
نام عاشق بر من و او را ز من خود صبر نیست
عشق معشوقم ز حد عشق من افزون شده
هوش مصنوعی: عاشق من و او را در خاطر دارم، اما صبرم به سر آمده است. عشق معشوقم بیش از حدی است که من به او دارم و این وضعیت به شدت آزارم میدهد.
چونک کردم رو به بالا من بدیدم یک مهی
فتنه خورشید گشته آفت گردون شده
هوش مصنوعی: وقتی به سمت آسمان نگاه کردم، متوجه شدم که ماهی در حال درخشش است و خورشید به دور آن میچرخد، به طوری که آسمان نیز تغییر کرده است.
ذرهها اندر هوا و قطرهها در بحرها
در دماغ عاشقانش باده و افیون شده
هوش مصنوعی: ذرات ریز در هوا و قطرههای آب در دریا، در ذهن عاشقانش به مانند شراب و مواد مخدر به حساب میآید.
واعظ عقل اندرآمد من نصیحت کردمش
خیز مجلس سرد کردی ای چو افلاطون شده
هوش مصنوعی: واعظی به من نصیحت کرد و گفت: "برخیز که مجلس سرد شده است." تو هم مانند افلاطون، فیلسوف برتر، به نظرت میآید.
پیش شمس الدین تبریزی برو کز رحمتش
مردگان کهنه بینی عاشق و مجنون شده
هوش مصنوعی: به نزد شمس الدین تبریزی برو، زیرا رحمت او مردگان قدیمی را زنده کرده و آنها به عشق و دیوانگی رسیدهاند.