برگردان به زبان ساده
به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه
به دامان گل تازه درآویزیم مستانه
هوش مصنوعی: لاله به نسرین گفت بیایید با شادی و سرور از این باغ بیرون برویم و به گلهای تازه چنگ بزنیم.
چو باده بر سر باده خوریم از گلرخ ساده
بیا تا چون گل و لاله درآمیزیم مستانه
هوش مصنوعی: بیایید با هم شراب بنوشیم و از زیبایی هم لذت ببریم، تا همچون گل و لاله با هم در آغوش شادی و سرخوشی باشیم و عشق را به طور مستانه تجربه کنیم.
چو نرگس شوخ چشم آمد سمن را رشک و خشم آمد
به نسرین گفت تا ما هم براستیزیم مستانه
هوش مصنوعی: وقتی نرگس زیبا و بازیگوش به جمع آمد، سمن که به او علاقه داشت، حسدی در دل پیدا کرد و عصبانی شد. به نسرین گفت که بیایید ما نیز باهم به رقص و شادی بپردازیم.
بت گلروی چون شکر چو غنچه بسته بود آن در
چو در بگشاد وقت آمد که درریزیم مستانه
هوش مصنوعی: چهره زیبای بت مانند شکر است و وقتی گل غنچه بسته بود، در آن بسته بود. اما حالا که در باز شده، زمان آن رسیده که با شادی و سرمستی وارد شویم و از جمال او بهرهمند شویم.
که جانها کز الست آمد بسی بیخویش و مست آمد
از آن در آب و گل هر دم همیلغزیم مستانه
هوش مصنوعی: جانها از عالم الست (عالم پیش از دنیا) به اینجا آمدهاند و بیخود و در حالت مستی به زندگی ادامه میدهند. ما در این عالم مادی همیشه در حال نوسان و حرکت هستیم، همچون مستانی که در حال نشیب و فراز هستند.
دلا تو اندر این شادی ز سرو آموز آزادی
که تا از جرم و از توبه بپرهیزیم مستانه
هوش مصنوعی: ای دل، در این شادی همچون سرو باش و آزادی را بیاموز؛ تا از گناه و پشیمانی دور بمانیم و سرمست زندگی کنیم.
صلاح دیده ره بین صلاح الدین صلاح الدین
برای او ز خود شاید که بگریزیم مستانه
هوش مصنوعی: چشمانداز صحیحی در مورد صلاحالدین وجود دارد، و ممکن است برای او از خود فرار کنیم، به طوری که گویی در حال خوشی و مستی هستیم.