برگردان به زبان ساده
ای تو برای آبرو آب حیات ریخته
زهر گرفته در دهان قند و نبات ریخته
هوش مصنوعی: تو که در حفظ آبرو همچون آب حیات تلاش کردهای، زهر را در دهان خود ریختهای و شیرینی و خوشی را فراموش کردهای.
مست و خراب این چنین چرخ ندانی از زمین
از پی آب پارگین آب فرات ریخته
هوش مصنوعی: مست و غرق در حال و هوای خود، نمیدانی که این چرخ روزگار چه بر سر زمین آورده است. در جستجوی آب، به سراغ آبهای جاری فرات رفتهای و آب آن را به زمین ریختهای.
همچو خران به کاه و جو نیست روا چنین مرو
بر فقرا تو درنگر زر صدقات ریخته
هوش مصنوعی: مانند خرها که به کاه و جو توجهی ندارند، اینجا باید بر فقرا نرنجی و به آنها کمک کنی. به یاد داشته باش که زرهایی که برای صدقه داده شده، باید با دقت و توجه توزیع شود.
روح شو و جهت مجو ذات شو و صفت مگو
زان شه بیجهت نگر جمله جهات ریخته
هوش مصنوعی: روح خویش را بیدار کن و در پی چیزی نباش. به ذات و حقیقت خود توجه کن و از صفات و ویژگیها صحبت نکن. به آن پادشاه نگری که بیدلیل تمامی جهات و نواحی را فراگرفته است.
آه دریغ مغز تو در ره پوست باخته
آه دریغ شاه تو در غم مات ریخته
هوش مصنوعی: آه و افسوس که عقل و تدبیر تو در ظاهر و ظواهر زندگی فدای چیزهای بیارزش شده است. همچنین افسوس به حال پادشاهی که به خاطر غم و اندوه دچار مشکلات شده و از قدرتش کاسته شده است.
از غم مات شاه دل خانه به خانه میدود
رنگ رخ و پیادهها بهر نجات ریخته
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوه شدید، دل مانند یک دیوانه در میان خانهها میگردد و رنگ و روی شهر و مردم در پی نجات و فرار از این حالت تغییر کرده است.
جسته برات جان از او باز چو دیده روی او
کیسه دریده پیش او جمله برات ریخته
هوش مصنوعی: جان من به خاطر او از تن رسته و در برابرش هنگامی که چهرهاش را میبینم، همه خواستهها و آرزوهایم به یکباره بر باد رفته است.
از صفتش صفات ما خارشناس گل شده
باز صفات ما چو گل در ره ذات ریخته
هوش مصنوعی: از ویژگیهای او، ویژگیهای ما به شکلی زیبا نمایان شده است. انگار صفات ما مانند گلهای معطر در مسیر وجود او پراکنده شده است.
بال و پری که او تو را برد و اسیر دام کرد
بال و پری است عاریت روز وفات ریخته
هوش مصنوعی: پر و بالی که تو را به سوی خود کشید و در دام افکند، در روز مرگ تو به عنوان چیزهای موقتی و عاریهای به زمین خواهد افتاد.