برگردان به زبان ساده
پرده بگردان و بزن ساز نو
هین که رسید از فلک آواز نو
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن و ساز جدیدی را به صدا درآور، زیرا آواز تازهای از آسمان به گوش میرسد.
تازه و خندان نشود گوش و هوش
تا ز خرد درنرسد راز نو
هوش مصنوعی: تا زمانی که از دانش و خرد به نکتههای تازه پی نبریم، گوش و شادی ما به معرفت و حقیقت دست نخواهد یافت.
این بکند زهره که چون ماه دید
او بزند چنگ طرب ساز نو
هوش مصنوعی: زهره که نمایان شد و شبیه ماه بود، دل را به شادی و نشاط وامیدارد و میخواهد با آوای موسیقی همراه شود.
خیز سبک رطل گران را بیار
تا ببرم شرم ز هنباز نو
هوش مصنوعی: بیا و بار سنگین را بر دوش بگذار تا بتوانم شرم و نگرانی خود را از این نزدیکی دور کنم.
برجه ساقی طرب آغاز کن
وز می کهنه بنه آغاز نو
هوش مصنوعی: ای ساقی، شادمانی و خوشی را شروع کن و از شراب کهنه دست بردار و شراب نو را بیاور.
در عوض آنک گزیدی رخم
بوسه بده بر سر این گاز نو
هوش مصنوعی: به جای آنکه بر چهرهام خشم و تندی بگویی، لطفاً بر سر این سفره تازه، بوسهای بزن.
از تو رخ همچو زرم گاز یافت
میرسدم گر بکنم ناز نو
هوش مصنوعی: از تو چهرهات زیبا و درخشان است، وقتی به تو نزدیک میشوم احساس میکنم که به ارمغان زیبایی میرسم، اگر به تو عشوه و ناز کنم.
چون نکنم ناز که پنهان و فاش
میرسدم خلعت و اعزاز نو
هوش مصنوعی: چرا ناز کنم وقتی که به طور مخفی و آشکار به من مقام و ارزشی تازه داده میشود؟
خلعت نو بین که به هر گوشهاش
تازه طرازی است ز طراز نو
هوش مصنوعی: که لباس جدیدی را میبینی که هر گوشهاش به زیبایی تازهای زینت شده و از الگوی نو طراحی شده است.
پر همایی بگشا در وفا
بر سر عشاق به پرواز نو
هوش مصنوعی: پر همایی را در وفا باز کن و عشاق را به پرواز تازهای دعوت کن.
مرد قناعت که کرمهای تو
حرص دهد هر نفس و آز نو
هوش مصنوعی: مردی که قناعت میکند، هر لحظه با حرص و آز تو دست و پنجه نرم میکند و به دنبال چیزهای جدید است.
می به سبو ده که به تو تشنه شد
این قنق خابیه پرداز نو
هوش مصنوعی: شراب را در کوزه بریز چون این گلابی که به تو نیازمند شده است.
رنگ رخ و اشک روانم بس است
سر مرا هر یک غماز نو
هوش مصنوعی: رنگ چهرهام و اشکهایی که بر میریزم کافی است؛ کافی است که کسی از غمهای من باخبر شود.
گرم درآ گرم که آن گرمدار
صنعت نو دارد و انگاز نو
هوش مصنوعی: ای دوست، بیا گرم و صمیمی باش، زیرا آن که در دلش گرما و شوق زندگی دارد، همیشه روشهای تازه و خلاقانهای برای کار و تلاش دارد.
بس کن کاین گفت تو نسبت به عشق
جامه کهنهست ز بزاز نو
هوش مصنوعی: بس کن که این سخن درباره عشق، دیگر کهنه و قدیمی شده است و به لباس جدیدی نیاز دارد.