برگردان به زبان ساده
کجاست مطرب جان تا ز نعرههای صلا
درافکند دم او در هزار سر سودا
هوش مصنوعی: کجاست آن نوازندهای که با ندای خود جان را شاد کند و نفسش در دل هزار دلبسته فریاد بزند؟
بگفتهام که نگویم ولیک خواهم گفت
من از کجا و وفاهای عهدها ز کجا
هوش مصنوعی: گفتهام که هیچ چیزی نگویم، اما اکنون میخواهم بگویم که از کجا آمدهام و وفاداریهای گذشتهها از کجا ناشی شده است.
اگر زمین به سراسر بروید از توبه
به یک دم آن همه را عشق بدرود چو گیا
هوش مصنوعی: اگر انسان تمام زمین را برای توبه و بازگشت به سوی خدا بگردد، تنها یک لحظه عشق و محبت الهی میتواند همه آن تلاشها را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را بگذارد. مانند گیاهی که اگر عشق الهی در آن باشد، به راحتی رشد میکند.
از آنک توبه چو بندست بند نپذیرد
علو موج چو کهسار و غره دریا
هوش مصنوعی: از آنجا که توبه مانند بندی است که نمیتواند باز شود، موجی که به بلندی کوه میرسد، دریا را مغرور نمیکند.
میان ابروت ای عشق این زمان گرهیست
که نیست لایق آن روی خوب، از آن بازآ
هوش مصنوعی: میان ابروهای تو، ای عشق، اکنون گرهی وجود دارد که شایسته روی زیبا و دلربایت نیست. پس آن را باز کن.
مرا بهجمله جهان کارِ کس نیاید خوش
که کارهای تو دیدم مناسب و همتا
هوش مصنوعی: هیچکس در دنیا برای من خوشایند نیست، زیرا کارهای تو را دیدم که بینظیر و مشابه ندارند.
چو آفتاب جمالت برآمد از مشرق
ز ذره ذره شنیدم که نعم مولانا
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی تو مانند آفتاب از سمت شرق طلوع کرد، از هر ذرهای شنیدم که ما را مورد لطف و محبت خود قرار دادی.
حلاوتیست در آن آب بحر زَخّارت
که شد از او جگرِ آب را هم استسقا
هوش مصنوعی: در آب دریای زلالت شیرینیای وجود دارد که حتی جگر تشنه را هم به درخواست آب وا میدارد.
خدای پهلوی هر درد دارویی بنهاد
چو درد عشق قدیم است، ماند بی ز دوا
هوش مصنوعی: خداوند برای هر دردی دارویی قرار داده است، اما درد عشق کهنه درمانی ندارد و همچنان باقی میماند.
وگر دوا بود این را، تو خود روا داری
به کاهگل که بیندوده است بام سما؟
هوش مصنوعی: اگر درمانی برای این مشکل وجود داشته باشد، تو خود اجازه داری که به کاهگلی که بر بام خانه نشسته، نگاه کنی؟
کسی که نوبت الفقر فخر زد جانش
چه التفات نماید به تاج و تخت و لوا؟
هوش مصنوعی: کسی که به افتخار فقر و تهیدستی خود میبالد، چه توجهی به قدرت و ثروت و مقامهای بزرگ دارد؟
چو باغ و راغ حقایق جهان گرفت همه
میان زهرگیاهی چرا چرند چرا؟
هوش مصنوعی: این ابیات به بیان این مفهوم میپردازد که با وجود زیبایی و سرسبزی جهان و حقیقتها همچنان سوالات و تردیدهایی در ذهن انسان وجود دارد. در واقع، زیباییهای زندگی نمیتوانند مانع از ظهور افکار بیپایه و اساس و نگرانکننده در دل و ذهن ما شوند.
دهان پرست سخن لیک گفت امکان نیست
به جان جمله مردان بگو تو باقی را
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که هرچند افراد فرهیخته و با سخنرانی ماهر وجود دارند، اما به اعتقاد شاعر، بهتر است که این گونه سخنها را به همه انسانها منتقل نکنیم و بگذاریم که دقت کنند و خودشان بفهمند. در نتیجه، گفتههای ناب و گرانبها باید به کسانی القا شود که شایسته آن هستند.