برگردان به زبان ساده
شکر ایزد را که دیدم روی تو
یافتم ناگه رهی من سوی تو
هوش مصنوعی: سپاسگزار خداوند هستم که صورت تو را دیدم و ناگهان راهی به سمت تو پیدا کردم.
چشم گریانم ز گریه کند بود
یافت نور از نرگس جادوی تو
هوش مصنوعی: چشمهای من از گریه پر از اشک هستند، اما با نگاه تو که مانند جادوی نرگس است، نور و روشنی را پیدا کردهاند.
بس بگفتم: «کو وصال و کو نجاح؟»
برد این کو کو مرا در کوی تو
هوش مصنوعی: من بارها از دوری و گمگشتگی در جستجوی وصال و کامیابی تو گفتم و هر بار نام تو را بر زبان آوردم. اکنون چه کسی میتواند مرا به دیدار تو در کویات برساند؟
از لب اقبال و دولت بوسه یافت
این لبان خشک مدحت گوی تو
هوش مصنوعی: این لبان که خشک و بیحال بودند، به برکت شانس و موفقیت، بوسهای را دریافت کردند که تو توصیفکنندهی آن هستی.
تیر غم را اسپری مانع نبود
جز زرههایی که دارد موی تو
هوش مصنوعی: غم همچون تیری است که هیچ حفاظی نمیتواند آن را متوقف کند، جز زرههایی که از موهای تو ساخته شده است. یعنی عشق و زیبایی تو تنها چیزی است که میتواند از آسیبهای غم و ناراحتی جلوگیری کند.
آسمان جاهی که او شد فرش تو
شیرمردی کو شود آهوی تو
هوش مصنوعی: در آسمان، جایی که او حضور دارد، فرش وجود تو قرار گرفته است. آن مرد شجاعی که میتواند به راحتی به آهوی تو تبدیل شود.
شاد بختی که غم تو قوت اوست
پهلوانی کو فتد پهلوی تو
هوش مصنوعی: شخصی که خوشبخت است و غم تو به او نیرو میبخشد، مانند یک پهلوان است که در کنار تو قرار میگیرد.
جست و جویی در دلم انداختی
تا ز جست و جو روم در جوی تو
هوش مصنوعی: در دلم حس کنجکاوی و جستجو به وجود آوردی، به طوری که حالا تنها به دنبال تو میگردم.
خاک را هایی و هویی کی بدی
گر نبودی جذب های و هوی تو؟!
هوش مصنوعی: اگر تو جذب جاذبهها و سر و صداهای دنیا نمیشدی، آیا آن خاک را هم به تو میدادند؟
آب دریا تا به کعب آید ورا
کو بیابد بوسه بر زانوی تو
هوش مصنوعی: اگر آب دریا تا به زانو برسد، او را کجا میتوان پیدا کرد تا او را ببوسد.
بس! که تا هر کس رود بر طبع خویش
جمله خلقان را نباشد خوی تو
هوش مصنوعی: هر کسی طبق سلیقه و طبع خود رفتار میکند و این باعث میشود که در میان مردم، ویژگیهای خودت را کمتر ببینی.