برگردان به زبان ساده
سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از او
دل کی باشد که نگردد همگی آتش از او
هوش مصنوعی: کسی که به امید خوشی از دیگران دلشاد میشود، ممکن است تمام وجود خود را در این راه گم کند. آیا ممکن است کسی از این خوشیها بیخبر بماند و در نهایت، همه چیز به آتش شعلهور نگردد؟
گرد آن حوض همیگردی و عاشق شدهای
چون شدی غرق شکر رو همه تن میچش از او
هوش مصنوعی: تو در دور حوض میچرخی و عاشق شدهای؛ وقتی غرق در لذت میشوی، تمام وجودت طعم آن شیرینی را حس میکند.
چون سبوی تو در آن عشق و کشاکش بشکست
بر لب چشمه دهان مینه و خوش میکش از او
هوش مصنوعی: زمانی که ظرف تو در عشق و جدال شکسته شد، بر لب چشمه دستت را بگذار و از آن بخور و لذت ببر.
عسلی جوشد از آن خم که نه در شش جهت است
پنج انگشت بلیسند کنون هر شش از او
هوش مصنوعی: عسل از آن ظرفی به دست میآید که در آن نه محدودیت وجود دارد و نه جایی برای نگهداری، اما اکنون تمام جوانب آن را میتوان استفاده کرد و بهرهمند شد.
آن چه آب است کز او عاشق پرآتش و باد
از هوس همچو زمین خاک شد و مفرش از او
هوش مصنوعی: همان چیزی که عشق را تحریک میکند و باعث میشود عاشق به ستوه آید، مانند آب است که همچون زمین خاکی کاملاً تحت تأثیر آن قرار میگیرد و شعلهور میشود.
آه عاشق ز چه سوزد تتق گردون را
ز آنک میخیزد آن آتش و آن آهش از او
هوش مصنوعی: عاشق به شدت رنج میکشد و دلش میسوزد، به طوری که این درد و آتش وجودش میتواند آسمان را تحت تاثیر قرار دهد. دلیل این سوزش و آه، منبعی در درون خود عاشق است که از آن برمیخیزد.
شمس تبریز که جان در هوس او بگریست
گشت زیبا و دلارام و لطیف و کش از او
هوش مصنوعی: شمس تبریز که جانش در آرزوی او گریست، زیبا و دلنشین و لطیف گشت و نورانی شد.