برگردان به زبان ساده
بانگ برآمد ز خرابات من
یار درآمد به مراعات من
هوش مصنوعی: صدای دلنشینی از میخانه بلند شد و یارم به خاطر من وارد شد.
تا که بدیدم مه بیحد او
رفت ز حد ذوق مناجات من
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهی او را دیدم که بینهایت زیبا بود، حس و حال من در مناجات و گفتگو با او از حد و اندازه خارج شد.
موسی جانم به که طور رفت
آمد هنگام ملاقات من
هوش مصنوعی: موسی جانم، بهتر است که تو به کوه طور بروی و در آنجا با من ملاقات کنی.
طور ندا کرد که آن خسته کیست
کآمد سرمست به میقات من
هوش مصنوعی: کوه ندا داد که آن خسته کیست که سرمست و خوشحال به ملاقات من آمده است؟
این نفس روشن چون برق چیست
پر شده تا سقف سماوات من
هوش مصنوعی: این نفس تابناک مانند یک برق چیست که تا سقف آسمانها پر شده است.
این دل آن عاشق مستان ماست
رسته ز هجران و ز آفات من
هوش مصنوعی: این دل، دل عاشقی است که از دوری و مشکلات رهایی یافته و به آزادگی رسیده است.
آمده با سوز و هزاران نیاز
بر طمع لطف و مکافات من
هوش مصنوعی: با عشق و عطش فراوان آمدهام و در انتظار رحمت و پاداش تو هستم.
پیشتر آ پیشتر آ و ببین
خلعت و تشریف و مکافات من
هوش مصنوعی: به جلو برو و نگاهی به لباس و مقام و پاداش من داشته باش.
نفی شدی در طلب وصل من
عمر ابد گیر ز اثبات من
هوش مصنوعی: اگر در جستجوی وصل من هستی، عمر جاودانی را در نفی من جستجو کن.
از خم توحید بخور جام می
مست شو این است کرامات من
هوش مصنوعی: از معرفت و یکتایی خداوند بنوش و مست شو؛ این نشانههای قدرت من است.
پهلوی شه آمدهای مات شو
مات منی مات منی مات من
هوش مصنوعی: تو در کنار شاه آمدهای و به خاطر من به حالت حیرت افتادهای، حیرت من از توست و تو همچنان در حیرتی.
بس کن ای دل چو شدی مات شه
چند ز هیهای و ز هیهات من
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که در برابر پادشاهی تسلیم شدهای، دیگر از ناله و شکایت دست بردار.