برگردان به زبان ساده
گرچه اندر فغان و نالیدن
اندکی هست خویشتن دیدن
هوش مصنوعی: هرچند در فریاد و ناله کمی انسانیت و خویشتن شناسی وجود دارد.
آن نباشد مرا چو در عشقت
خوگرم من به خویش دزدیدن
هوش مصنوعی: اگر در عشق تو به چنان حالتی گرفتار نشوم، به هیچ چیز دیگر نمیاندیشم و فقط به دزدیدن لحظات دلانگیز فکر میکنم.
به خدا و به پاکی ذاتش
پاکم از خویشتن پسندیدن
هوش مصنوعی: من به خدا و به پاکی او سوگند یاد میکنم که از خودخواهی و خودپسندی مبرا هستم.
دیده کی از رخ تو برگردد
به که آید به وقت گردیدن
هوش مصنوعی: چشمها هیچگاه از زیبایی تو روی برنمیگردانند، چون وقتی که بخواهند برگردند، آن زیبایی همچنان در یادشان خواهد ماند.
در چنین دولت و چنین میدان
ننگ باشد ز مرگ لنگیدن
هوش مصنوعی: در چنین حکومت و چنین موقعیتی، شرمآور است که انسان به خاطر مرگ، سست و بینفس باشد.
عاشقان تو را مسلم شد
بر همه مرگها بخندیدن
هوش مصنوعی: عاشقان تو به این نتیجه رسیدهاند که در برابر تمام مرگها میتوان با لبخند مواجه شد.
فرعهای درخت لرزانند
اصل را نیست خوف لرزیدن
هوش مصنوعی: شاخ و برگهای درخت به خاطر طوفان میلرزند، اما ریشههای درخت جرات لرزیدن ندارند.
باغبانان عشق را باشد
از دل خویش میوه برچیدن
هوش مصنوعی: عاشقان باید از عمق دل خود دستاوردها و ثمرات عشق را برداشت کنند.
جان عاشق نوالهها میپیچ
در مکافات رنج پیچیدن
هوش مصنوعی: روح عاشق در گرفتار شدن با سختیها و رنجها همچون نوالهها میچرخد و دچار میشود.
زهد و دانش بورز ای خواجه
نتوان عشق را بورزیدن
هوش مصنوعی: ای آقا، به زهد و دانش بپرداز، زیرا نمیتوان به عشق پرداخت.
پیش از این گفت شمس تبریزی
لیک کو گوش بهر بشنیدن
هوش مصنوعی: شمس تبریزی پیشتر سخنانی را گفته بود، اما کسی نیست که به آن گوش بسپارد و بشنود.