برگردان به زبان ساده
ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون
خیرهٔ عشقت چو من، این فلکِ سرنگون
هوش مصنوعی: ای عشق تو باعث شده که دنیا به تسلط و ذلت بیفتد. مثل من، که به خاطر عشق تو دیوانه و حیران ماندهام، این آسمان و دنیا به نابودی نزدیک است.
میدر و میدوز تو، میبر و میسوز تو
خون کن و میشوی تو، خون دلم را به خون
هوش مصنوعی: شرابگیر و گناهکار تو، به من غم و درد میدهی، اما در عوض عشق و عشق ورزیدنت را به من میخشی. تو زندگی من را با احساسات و رنجهای عمیق پر میکنی.
چونک ز تو خاستهست، هر کژ تو راست است
لیک بتا راست گو، نیست مقام جنون؟
هوش مصنوعی: آنچه از تو برمیخیزد، هر نادرستیاش درست به نظر میرسد، اما ای زیبا، حقیقت را بگو، آیا جنون جایی ندارد؟
دوش خیال نگار، بعدِ بسی انتظار
آمد و من در خمار، یا رب چون بود چون
هوش مصنوعی: شب گذشته، خیال محبوبم بعد از مدتهای طولانی آمد و من در حالی بودم که مست و غرق خیال بودم. ای کاش میدانستم این وضعیت چگونه است!
خواست که پر واکُند، روی به صحرا کند
باز مرا میفریفت از سخن پرفسون
هوش مصنوعی: خواست که فرار کند و به دشت برود، ولی بار دیگر با حرفهای جادوییاش من را مشغول کرد.
گفتم: "والله که نی، هیچ مساز این بنا
گر عجمی "رفت، نیست" ور عربی "لایکون"
هوش مصنوعی: گفتم: "به خدا قسم، نه، هیچ چیز این بنا را لمس نکن، اگر او عجم باشد، نمیماند و اگر عرب باشد، نمیتواند باشد."
در دل شب آمدی، نیک عجب آمدی
چون برِ ما آمدی نیست رهایی کنون
هوش مصنوعی: در دل شب به ما آمدی و این موضوع بسیار شگفتانگیز است. اکنون که اینجا هستی، دیگر راهی برای رهایی وجود ندارد.