برگردان به زبان ساده
فقر را در خواب دیدم دوش من
گشتم از خوبی او بیهوش من
هوش مصنوعی: دیشب در خوابی فقر را دیدم و از خوبی و زیبایی او چنان مجذوب شدم که بیهوش شدم.
از جمال و از کمال لطف فقر
تا سحرگه بودهام مدهوش من
هوش مصنوعی: از زیبایی و کمال لطف فقر تا صبحگاه، همیشه در حال سرمستی و حیرت بودهام.
فقر را دیدم مثال کان لعل
تا ز رنگش گشتم اطلس پوش من
هوش مصنوعی: فقر را دیدم که مانند یک سنگ قیمتی سرخ است، به طوری که از زیباییاش لباس با ارزشی بر تن کردم.
بس شنیدم های و هوی عاشقان
بس شنیدم بانگ نوشانوش من
هوش مصنوعی: من بارها صدای شاد و هیجانانگیز عاشقان را شنیدهام و صدای خوشنوشی را که از آن میآید، نیز تجربه کردهام.
حلقهای دیدم همه سرمست فقر
حلقه او دیدم اندر گوش من
هوش مصنوعی: در یک جمع، افرادی را دیدم که به خاطر فقر و مشکلات زندگی، در شادی بودند و به نوعی از این وضعیت راضی بودند. همچنین، متوجه شدم که من نیز تحت تأثیر این فقر قرار گرفتهام و آن را در وجود خودم احساس میکنم.
بس بدیدم نقشها در نور فقر
بس بدیدم نقش جان در روش من
هوش مصنوعی: من به دفعات زیادی با چهرههای مختلف درخشان فقر روبرو شدهام و همچنین روح خود را در نور وجودم مشاهده کردهام.
از میان جان ما صد جوش خاست
چون بدیدم بحر را در جوش من
هوش مصنوعی: از دل ما صد حس و هیجان برانگیخته شد، چون دریای جوشان را دیدم در حالتی مشابه جوش و خروش درون خودم.
صد هزاران نعره میزد آسمان
ای غلام همچنان چاووش من
هوش مصنوعی: آسمان به شدت فریاد میزد، ای خدمتکار، مانند پیشخوانندهی من.